ذبيح الله صفا
779
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
روضهء سلطان المشايخ مدفن يافت » « 1 » . در تاريخ فرشته ( ج 2 ص 757 ) مىبينيم كه : « گويند سلطان المشايخ را در حقّ امير خسرو عنايت مفرط بود و بارها مىگفت كه در قيامت هركسى به چيزى فخر كند ، فخر من بسوز سينهء اين ترك است ، يعنى خسرو ، و هم شيخ قدّس سرّه وى را ترك اللّه مىگفت چنان كه امير خسرو گويد : بر زبانت چون خطاب بنده تُرك اللّه رفت * دست تُرك اللّه گير و هم به اللّهش سپار » اين اشارات كه در كتب مختلفى از تذكرهها و تراجم احوال تكرار شده و مخصوصا اشاراتى كه در سير الاولياء آمده و نيز توضيحاتى كه امير خسرو خود دربارهء تعلّق خاطر و تقدّم و تقربش در خدمت نظام الدّين اولياء داده نمايشگر مرتبه و مقاميست كه در تصوّف داشته تا بدانجا كه « خرقه » از دست نظام اولياء پوشيد . باز بستگى خسرو بصوفيه در آثار او اعم از غزليات و قصايد و مثنويات تأثير بسيار دارد و نمونهاى افكار صوفيانه بوفور در اشعار او ملاحظه مىشود . وى علاوه بر اطلاعات وسيع از زبانهاى فارسى و تركى و عربى و ادبيات هر سه زبان ، به زبان هندى و ادب آن آشنايى داشته ، در نظم و نثر هردو استاد و در موسيقى هندى و ايرانى ماهر و توانا بوده است . به دو آوازى خوش نسبت داده و گفتهاند كه پردهها و نغماتى كه شمارهء آنها به سيزده بالغ مىشده است ابداع كرد « 2 » . امير خسرو يكى از پركارترين شاعران پارسىگوى و درين باب حقّا كمنظير است . جامى گويد « 3 » كه او نودونه كتاب تصنيف كرده است و از قول امير خسرو نقل كردهاند كه اشعارش از چهار صد هزار بيشتر و از پانصد هزار كمتر است « 4 » . ميرزا بايسنقر پسر
--> ( 1 ) - سير الاولياء ص 305 . ( 2 ) - شعر العجم ج 2 ص 99 - 100 . ( 3 ) - نفحات الانس ص 610 . ( 4 ) - ايضا نفحات الانس ص 610 ، بهارستان سخن ص 322 .