ذبيح الله صفا

766

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

همان نكته كه گفتى با ميان آر * ز عين علم با عين عيان آر نمىديدم در اوقات آن مجالى * كه پردازم به دو از ذوق حالى كه وصف آن بگفت‌وگو محالست * كه صاحب حال داند كان چه حالست ولى بر وفق قول قائل دين * نكردم رَدّ سؤال سائل دين بعون و فضل و توفيق خداوند * بگفتم جمله را در ساعتى چند دل از حضرت چو نام نامه درخواست * جواب آمد بدل كاين گلشن ماست چو حضرت كرد نام نامه گلشن * شود زو چشم دلها جمله روشن مثنوى گلشن راز بسبب سادگى و روانى و اشتمال بر معانى كثير عرفانى به زودى مطبوع طبايع شد و شروحى بر آن نوشتند . از ميان شرحهايى كه بر اين منظومه نوشته شده روضهء اطهار از شاه نعمة اللّه ولى و شرح شمس الدين محمد بن على لاهيجى متخلص به « اسيرى » را بنام مفاتيح الاعجاز ( كه در سال 877 تأليف شده ) درينجا ياد مىكنم . شرح اخير دو بار در تهران طبع شده و منظومهء گلشن راز جداگانه نيز چندبار در ايران و هند بطبع رسيد « 1 » . اثر منظوم ديگر شيخ محمود شبسترى « سعادتنامه » است در سه هزار بيت كه در هشت باب و هر بابى مشتمل بر فصول و حكايات و تمثيلاتست . در اين منظومه شيخ به سفرهاى طولانى خود و زيارت علما و مشايخ و جمع‌آورى مطالب مختلف و ايجاد مصنفات سخن گفته و چنين آورده است : مدتى من ز عمر خويش مديد * صرف كردم بدانش توحيد در سفرها چه مصر و شام و حجاز * كردم اى دوست روز و شب تكتاز « 2 » سال و مه همچو دهر مىگشتم * دِه و دِه شهر و شهر مىگشتم علما و مشايخ اين فن * بس كه ديدم بهر نواحى من

--> ( 1 ) - مرحوم محمد على تربيت در كتاب دانشمندان آذربايجان فهرستى از شروح گلشن راز آورده است . بدان كتاب ص 336 - 338 مراجعه شود ( 2 ) - يعنى تك و تاز ( ! )