ذبيح الله صفا
1310
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
دلشكستگى خسرو خان شده سراسيمه گشت » « 1 » . اين « غازى ملك » همانست كه بعد از قلع و قمع خسرو خان در سال 721 هجرى با عنوان « غياث الدين تغلقشاه » بسلطنت نشست و چون عين الملك در جنگ مذكور از ادامهء همكارى با خسرو خان امتناع كرده بود توانست مقامات خود را در دستگاه سلطنتى دهلى حفظ كند و در عهد غياث الدين تغلق ( 721 - 725 ه . ) بمناصب بالاترى برسد و حكومت « اوده » و « ظفر آباد » به دو محوّل گردد . عين الملك در عهد حكومت محمد بن تغلق ( 725 - 752 ه . ) همچنان در حكومت اوده و ظفرآباد باقى و اقطاعدار آن نواحى بود و « با برادران خود آنجا مىبود » « 2 » و چون محمد بن تغلق بر اثر مشكلات مملكتى و قحط و غلاى دهلى ناگزير بكنار گنگ انتقال يافته و در محلّى كه به « سر كدوارى » موسوم ساخته بود اقامت گزيد ، عين الملك پيوسته غله و خوار بار و اقمشه بدانجا و به خدمت سلطان مىفرستاد « چنان كه در آن مدت كه سلطان آنجا مىبود از نقد و جنس مقدار هشت لك تنكه به خدمت سلطان فرستاد و سلطان را نسبت به او اعتقاد تام پيدا شده بر حسن كفايت او آفرين خواند » « 3 » و در همين اوقات بود كه مردى بنام « نظام مائين » در « كره » طغيان كرده خود را « سلطان علاء الدّين » ناميد و « عين الملك با برادران خويش برو لشكر كشيده او را دستگير نمود و سرش بريده نزد پادشاه فرستاد » « 4 » . باآنكه سوابق مودّت ميان عين الملك و سلطان محمد از راههاى مذكور فراهم شده بود در سال 746 واقعهيى رخ داد كه بعصيان عين الملك و جنگ او با سلطان منجر گرديد . شرح واقعه چنين بود كه « چون پادشاه را خدمات عين الملك مستحسن افتاده
--> ( 1 ) - تاريخ فرشته ص 229 ( 2 ) - ايضا ص 247 ( 3 ) - ايضا همان صفحه ( 4 ) - ايضا همان صفحه