ذبيح الله صفا
1301
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
( م 777 ه ) اطلاعى ازو نداريم پس بايد پيش از تاريخ وفات آن پادشاه يعنى پيش از سال 777 ه . درگذشته باشد . وى هم از عهد جوانى ، پس از كسب اطلاعات در فنون ادب و ترسّل ، در خدمت سلاطين زمان راه جست چنان كه بنابر قول خود او « ايشان بمبالغت تمام او را از بقاع و بلاد طلبيده بتقلّد ديوان انشاء كه متعيّن او را دانسته امر فرمودهاند » « 1 » ؛ و از آن جمله مدتى در خدمت سلطان ابو سعيد بهادر خان و وزيرش غياث الدين محمد وزير مىگذرانيده و مورد احسان و بزرگداشت بسيار از جانب آن دو بزرگ بوده و هم بدستور خواجه غياث الدين بتصنيف كتابى در انشاء و ترسّل مأمور شده بود ولى به علت كثرت اشغال نتوانست در اين راه توفيقى يابد « 2 » ولى همين اشاره مسلّم مىدارد كه قصد تأليف كتابى در ترسّل و انشاء پيش از سال 736 كه سال مرگ ابو سعيد و تاريخ قتل خواجه غياث الدين محمد است براى شمس منشى حاصل بوده و او در آن روزگار بجمعآورى اطلاعات براى تصنيف كتاب مشهور خويش اشتغال داشته است . پس از زوال دولت جانشينان هولاگو ، شمس منشى مدتى در انتظار استقرار اوضاع متشتت ايران بود تا سرانجام بعد از آنكه سلطان اويس ( 757 - 777 ه . ) تبريز را از چنگ امراى اوزبك بيرون كشيد و پايتخت خود را در آن شهر مستقرّ ساخت ، خدمات قديم را ازسرگرفت و در همان سال كتاب خود را در انشاء و ترسّل باتمام رسانيد و بنام سلطان اويس درآورد و به دو تقديم كرد ، درحالىكه پيرى او را دريافته و سنين عمرش بهفتاد و سه سال رسيده بود « 3 » ، و اين همان كتابست كه بنام « دستور الكاتب فى تعيين المراتب » اشتهار دارد . باتوجه به اين مقدمات مسلّم مىگردد كه كار تأليف كتاب مذكور بايد بعد از سال 759 كه سال استيلاى سلطان اويس بر تبريز است ، و پيش از سال
--> ( 1 ) - دستور الكاتب فى تعيين المراتب ، مسكو 1964 ميلادى ، ص 24 . ( 2 ) - ايضا ص 24 - 25 ( 3 ) - دستور الكاتب ص 24 .