ذبيح الله صفا

1279

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

خواهد رسانيد و بالقاب همايون و نام نامى مخدوم و مخدوم‌زادهء جهانيان لازال قصر عمره عامرا و عمر خصمه قاصرا موشّح گرداند ، امّا چون آن منظوم هنوز از صورت سواد بكسوت بياض منتقل نگشته عجالة الوقت را موجزى منثور كه بالحقيقة مجمل اين فنّ است ترتيب داده . . . » « 1 » از اينجا معلوم مىشود كه او چندسال پيش از 730 كه سال تأليف تاريخ گزيده است سرگرم نظم ظفرنامه بوده و چنان كه در يك مورد از ظفرنامه گفته اين مدت طولانى به پانزده سال برمىآمده است : كشيدم درين پانزده سال رنج * بگفتم سخن پانزده بار پنج يعنى پانزده بار پنج هزار بيت كه مساويست با هفتاد و پنج هزار بيت ، و بدين ترتيب آن را در همان ميزان از ابيات كه پيش‌بينى كرده بود ( يعنى در هفتاد و پنج هزار بيت ) بسال 735 بپايان برد و گفت : درين نامه از هفتصد و چند سال * بگفتم حكايت ز هرگونه حال سخن شد بهر صد ده اندر هزار * بهفتاد و پنج آمد آن را شمار و نام آن را هم در منظومه چنين معرفى كرده است : ظفرنامه كن نام اين نامه را * بدين تازه كن رسم شهنامه را ظفرنامه بسه قسمت منقسم شده و هر قسمت موسومست بيك كتاب يا يك « قسم » . كتاب نخستين در تاريخ عرب و موسومست به قسم اسلامى ، و كتاب دوم در تاريخ عجم و موسومست به قسم احكام ، و كتاب سوم در تاريخ مغول و بنام « قسم سلطانى است » : كتاب نخستين ز كار عرب * پديد آمده نكتهاىِ عجب باسلامى آن را لقب آمده * چو اسلام از اهل عرب آمده كتاب دوم شرح‌حال عجم * دَرو گشته پيدا ز بيش و ز كم به احكام آن را نهاديم نام * چو بر حكم دين آن دُوَل شد تمام كتاب سيوم آمده از مغول * فروزنده چون از چمن برگ گل

--> ( 1 ) - تاريخ گزيده طبع تهران ص 3 - 4