ذبيح الله صفا
1254
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
اوايل خلافت سلطان ولد كه از 684 تا 712 به طول انجاميد و بعبارت ديگر فريدون سپهسالار كتاب خود را در دوران پيرى و در اواخر ايام حيات خويش بتحرير درآورد ؛ و اگر قسمتهاى اخير رسالهء سپهسالار را كه مربوط بذكر خلفاى بعد از سلطان ولد ( يعنى چلبى عارف و چلبى عابد ) است از او بدانيم و الحاقى و اضافى نشماريم ، فريدون سپهسالار ناگزير در تاريخ اتمام كتاب در حدود يكصد و ده سال عمر داشته است زيرا آخرين تاريخى كه در كتاب او آمده سال 719 يعنى سال وفات چلبى عارف است ، ولى الحاقى بودن قسمتهاى اخير رسالهء فريدون سپهسالار به نظر من حتمى است چه ذكر دوران سلطان ولد و پسران او در اين كتاب با نهايت اختصار و بيرون از روش فريدون سپهسالار صورت پذيرفته و مانند آنست كه كسى خواسته است مطالب مربوط به اين جانشينان را بر مطالب ديگر بيفزايد تا كتاب به نظر او تمام و كامل باشد ، و ازين روى اطلاعات خود را فهرستوار بر كتاب اضافه كرد . گذشته ازين فريدون سپهسالار در آغاز كتاب خود غرض از تأليف آن را بيان احوال و مقامات خداوندگار جلال الدين محمد ذكر كرده و بتصميم خود مبنى بر ذكر احوال خلفاى او اشارهيى ننموده است ؛ و بهرحال نظر مرحوم سعيد نفيسى براينكه رسالهء فريدون سپهسالار بين سالهاى 719 و 729 تأليف شده محلّ ترديد و تأمّل است . رسالهء فريدون سپهسالار مانند كتاب مناقب العارفين افلاكى از جملهء كتب بسيار مهم در بيان احوال پيشروان سلسلهء مولويّه است و چون گذشته از بيان احوال مولانا به بسيارى از حوادث و نيز بعدّهيى از معاريف آسياى صغير در قرن هفتم اشاراتى در آن كتاب ديده مىشود آن را بايد از جملهء مآخذ بسيار مهم در تاريخ تصوف و علوم و آداب شمرد . اصطلاحات و تعبيرات صوفيانهء كتاب و شرح و تفسير آنها بسيار ، و توضيح بسيارى از كلمات و ابيات مولانا در جاى جاى آن مكرّر است . انشاء كتاب استوار و استادانه و باقتضاء زمان همراه با استفادهء فراوان از كلمات و تركيبات و عبارات عربيست .