ذبيح الله صفا

1252

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

هاييست كه وى بفرزندان و عمّال و علما و مشايخ عهد خويش نوشته و بهمت كسى بنام « محمد ابرقوهى » كه ظاهرا از حواشى و نزديكان خواجه يا پسرش غياث الدين محمد بوده ، جمع‌آورى شده است . انشاء خواجه درين مكتوبها بر شيوهء مترسّلان آراسته بصنايع و اسجاع و آيات و اخبار و امثال و اشعار عربى و پارسى است ، در بعضى از نامه‌ها بيشتر و در برخى ؛ كمتر و گاه برخى از قسمتهاى رسائلش بسيار بسادگى مىگرايد ، و مطالعهء آنها مخصوصا از باب فوايد تاريخى كه دارد بسيار سودمندست . شيوهء انشاء خواجه در تاريخ او بررويهم ساده ولى متغيّر است يعنى در آنجاها كه با تاريخ مغول و تاتار و ايلخانان و نظاير اين مطالب كار دارد اثر كلمات و تركيبات و اصطلاحات مغولى در نثر او آشكارست و آن قسمتها كه از مآخذ قديم دربارهء سلسله‌هاى غزنوى و خوارزمشاهى و اسمعيليهء الموت و نظاير اين موارد استفاده شده تأثيرات شيوهء تاريخ‌نويسان قديم در آنها هويداست و در باقى قسمتها انشاء سادهء قرن هشتم پيداست و زبان آن همان اختصاصاتى را دارد كه پيش‌ازين دربارهء زبان فارسى در قرن هفتم و هشتم گفته‌ايم . پس اگر از بعضى نفوذهاى تركى و مغولى در نثر او كه براى وى و همدورگانش اضطرارى بود ، بگذريم نثر رشيد الدين بسبب سادگى و استحكام آن قابل توجه است و اين رعايت جانب سادگى و روانى كلام حتى در منشآت او ، كه مىبايست برسم اهل زمان تماما با انشاء مصنوع مزيّن نگارش يابد ، گاه ملاحظه مىشود چنان كه مكتوبهايش گاهى در حدّ وسطى از انشاء مرسل و مصنوع قرار دارد . 32 - فريدون سپهسالار فريدون بن احمد معروف به « سپهسالار » از نويسندگان اواخر قرن هفتم و نيمهء اول قرن هشتم هجرى است . وى نام خود را در ديباچهء رسالهء مشهورش كه در شرح احوال جلال الدين محمد بلخى معروف به مولوى نوشته به همان نحو بيان كرده است