ذبيح الله صفا

1228

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بزرگ ايران در قرن هفتم هجريست . پدرش ضياء الدّين مسعود ( م 648 ه ) پزشك و مدرّس طبّ در بيمارستان مظفرى شيراز و در همان‌حال از بزرگان فرقهء سهرورديّه بود و قطب الدين محمود بسال 634 در آن شهر ولادت يافت و هم از خردى باز در نزد پدر و عمّ خود شروع به تحصيل طبّ كرد و در ده سالگى بر دست پدر خود خرقهء تصوّف پوشيد و چندى بعد خدمت نجيب الدين على بن بزغش شيرازى صوفى مشهور اختيار كرد و ازو نيز خرقه گرفت و چون بچهارده سالگى رسيد پدرش درگذشت و او بجاى پدر در بيمارستان مظفّرى سمت كحّالى يافت و چندسالى بعد شروع به تحصيل قانون نزد استادان معروف عصر خود در شيراز و قرائت شروح قانون خاصه شرح امام فخر رازى بر آن كتاب كرد و در همان‌حال شغل پدرى را ادامه مىداد و بعد از آن چندى نزد نجم الدين كاتبى قزوينى تلمّذ كرد و آنگاه بمراغه در خدمت خواجه نصير الدين طوسى رفت و علم هيئت و اشارات ابن سينا را در محضر آن استاد جليل تلمّذ نمود و نيز به يارى او بحلّ مشكلات قانون توفيق يافت و پيش از فوت خواجهء طوسى مراغه را ترك گفت و بخراسان و عراق عجم و بغداد و روم سفر كرد و در قونيه ماند و به خدمت صدر الدين قونيوى رسيد و ازو علوم شريعت و طريقت را فراگرفت و سپس بقضاء روم منصوب شد و در عين تصدّى شغل قضا بتدريس و تأليف هم اشتغال داشت و از آن جمله كتاب التحفة الشّاهيّة را در آنجا نوشت و در سال 681 از جانب سلطان احمد تگودار برسالت نزد سلطان قلاوون الالفى رفت و بعد از اين سفر بشام و از آنجا به تبريز سفر كرد و به كار خود در تصنيف و تأليف

--> - از صفحهء پيش الدباج ، چاپ تهران 1317 - 1320 و مخصوصا به التحفة السعديه كه آخرين كتاب بزرگ قطب الدين است و او آن را در شرح كليات ابن سينا ، دو ماه و نيم پيش از فوت خود نوشت و آقاى مشكوة در حواشى مقدمهء درة التاج تمام گفتار علامهء شيرازى را دربارهء احوالش از آن نقل كرده ؛ و نيز رجوع شود به حبيب السير ج 3 ص 116 و مجمل فصيحى ذيل حوادث سال 710 ، و روضات الجنات ص 723 ( چاپ دوم ) و غيره .