ذبيح الله صفا

1226

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

در منشآت او ملاحظه مىكنيم « 1 » مسلّم مىدارد كه وى طبيب بود ولى معلوم نيست كه درين كار مداومت ورزيده و آن را بمنزلهء شغل دائم به كار برده باشد ، زيرا از مطالعه در آثار او معلوم مىشود كه به كارهاى ديوانى و خاصّه تعهد شغل دبيرى سرگرم بوده است . وى خود در مقدمهء روضة الكتّاب شرح داده است كه در زمان كودكى و عنفوان شباب قسمتى از روزگار خود را به تحصيل كتب عربيّت صرف كرده بود و ترسّلات تازى و پارسى و اشعار و لطايف فضلاى گذشته را از نظر گذرانده و به خدمت استادان آن فنّ زانو زده و از مشكلات فنّ ترسّل آگاه گشته بود و على الخصوص در نزد امير بدر الدين يحيى بن زكريّا شاگردى و خدمت نموده و زيردست آن دانشمند و شاعر مترسّل توانا ببار آمده بود . اين امير بدر الدين يحيى از مشاهير رجال دستگاه سلاجقهء روم و از دوستداران و ارادتمندان مولانا جلال الدين رومى بود و بنابر تصريح ابن بىبى در الاوامر العلائيه خاندانش پيش از انتقال به « روم » در گرگان متوطن و از اعقاب فخر الدين اسعد گرگانى ناظم منظومهء ويس و رامين بوده است . وفات « صدر » را حاج خليفه ، ذيل نام روضة الكتّاب ، سال 794 ( به رقم نه به حرف ) نوشته و گويا اين عدد اصلا 694 بوده است زيرا در پايان نسخهء روضة - الكتّاب بخطّ مؤلّف كه اكنون در كتابخانهء « ايل خلق » تركيه محفوظست « صدر » اختتام كتابت آن نسخه را در « اواخر رمضان المبارك سنة سبع و سبعين و ستّمائة » يعنى ( 677 ) نوشته و كسى كه در 677 كتاب نوشته غيرممكن است كه تا يكصد و هفده سال ديگر زنده مانده باشد . علاوه‌براين تمام وقايعى هم كه در منشآت صدر بدانها اشاره شده مربوط بقرن هفتم و زمانهاى نزديك بتاريخ اتمام كتاب اوست « 2 » . مهمترين اثر « صدر » كتاب « روضة الكتّاب و حديقة الالباب » اوست . او خود در مقدمهء اين كتاب مىگويد كه از روزگار جوانى بر شيوهء دبيران نامه‌هايى كه بيشتر از

--> ( 1 ) - روضة الكتاب ص 154 و 156 - 158 و 96 ( 2 ) - آقاى سيد يونسى سال فوت « صدر » را ميان 683 - 690 حدس زده است