ذبيح الله صفا
1204
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
هرچند همه هستى خود مىدانيم * چون كار بذات مىرسد حيرانيم بالجمله بدوك پيرزن ميمانيم * سررشته بدست ما و ما حيرانيم * اندر رَهِ معرفت بسى تاختهام * واندر صف عارفان سرافراختهام چون پرده ز روى دل برانداختهام * بشناختهام كه هيچ نشناختهام * زين گوشهء ايوان كه برافراشتهاى * وين خواستهء خلق كه برداشتهاى چه فايده بُد ترا چو نايافته كام * بگذشتى و اينها همه بگذاشتهاى و از خواجه مجموعهء اشعارى در هندوستان تحت عنوان « ديوان قدوة الحكما و زبدة الفضلاء المتقدّمين و المتأخّرين خواجه نصير الدين طوسى عليه الرحمه » بسال 1314 قمرى هجرى بطبع رسيد و همان را بسال 1313 شمسى در تهران تجديد طبع كردند . در 53 صحيفه ازين كتاب منتخباتى از غزلها با تخلص « طوسى » آمده كه هيچيك از خواجه نيست بلكه از « طوسى مشهدى » غزلسراى معروف قرن نهم است و حتى رباعياتى هم كه در آن مجموعه بنام خواجه نصير آمده غالبا ازو نيست . امّا آثار منثور خواجه به زبان پارسى متعدّد و متنوّع و معتبر است . او از جملهء علما و حكماييست كه بمقتضاى زمان بيش از همه به فارسى كتاب نوشت . نثر او درين كتابها بشيوهء نثر عالمانه يعنى روان و ساده و در حقيقت زبان رائج دورهء اوست و خواجه همهجا درصدد ترجمهء تركيبات و تعبيرات علمى به فارسى نيست بلكه باستعمال آنچه درين ابواب ميان علماى عهد رواج داشت اكتفا مىكرد . بااينحال در آثارش تركيبات فارسى يا تعبيراتى كه ترجمههاى درست و دلپذيرى از تعبيرات علمى عربى باشد ، كم نيست . از جملهء كتابهاى اوست : در منطق : اساس الاقتباس كه مفصلترين كتاب منطق بپارسى است و از جملهء بهترين كتب درين بابست مقولات عشر يا قاطيغورياس .