ذبيح الله صفا
1200
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
از حكمت و رياضيات تا طبيعيات پرداخت و در آغاز جوانى براى تكميل اطلاعات به نيشابور رفت و در آنجا محضر استادان بزرگ خراسان را درك كرد . از استادان او الكتبى « معين الدين سالم بن بدران مصرى معتزلى رافضى » و « كمال الدين بن يونس الموصلى » را ذكر كرده « 1 » و حكمت مشّاء را نزد « فريد الدّين داماد نيشابورى » كه نسب تعليمش به چهار واسطه بابن سينا مىرسيده است « 2 » و نيز يكى از شاگردان امام فخر رازى و در خدمت شاگرد حكيم افضل الدين كاشانى بنام كمال الدين محمّد حاسب فراگرفت . هنگامىكه واقعهء حملهء چنگيز رخ مىداد از عمر نصير الدين طوسى بيست و دو سال مىگذشت و چندسالى بعدازين واقعه بود كه او از بد حادثه بقلاع اسمعيلى پناه برد و به خدمت ناصر الدين عبد الرحيم بن ابى منصور محتشم قهستان كه خود از دانشمندان عهد بود درآمد و باكرام و احترام پذيرفته شد و به خواهش او كتاب الطّهارهء ابو على مسكويه را بپارسى ترجمه كرد و آن را اساس تأليف كتاب اخلاق ناصرى قرار داد و سپس بدعوت علاء الدين محمد فرمانرواى اسمعيليان صبّاحى بقلعهء ميمون دز رفت و همچنان طوعا او كرها در قلاع اسمعيليان بسر مىبرد تا بعد از غلبهء هولاگو خان برخور شاه بسال 654 از قيد آنان رهايى يافت و به خدمت هولاگو خان پيوست و از آن روزگار ببعد همواره در خدمت او بود و بسبب اعتقادى كه هولاگو به احكام نجومى وى داشت انفاس خواجه را در مزاج « خان » تأثيرى عظيم بود . بعد از فتح بغداد خواجه در سال 657 از جانب هولاگو مأموريت يافت تا رصد مراغه را ترتيب دهد و او جماعتى از رياضيون بزرگ زمان را مانند مؤيّد الدين العرضى از دمشق و فخر المراغى از موصل و فخر الخلاطى از تفليس و نجم الدين دبيران
--> ( 1 ) - ايضا ص 307 و 310 ( 2 ) - فريد الدين شاگرد صدر الدين سرخسى و او شاگرد فريد غيلانى و او شاگرد ابو العباس لوكرى و او شاگرد بهمنيار و او شاگرد ابن سينا بود . رجوع شود به احوال و آثار خواجه نصير طوسى ص 2 و به همين كتاب مجلد دوم مبحث مربوط بعلوم عقلى