ذبيح الله صفا

1194

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و مزيّن بانواع زينتها و گاه ساده و مقصور بر بيان مقصود ، و به همين سبب از ديرباز سخنش بعنوان نمونهء خوبى از انشاء استوار فارسى معرفى شده است . مهمترين اثر او « مرصاد العباد من المبداء الى المعاد » است و موضوع آن چنان كه خود گفته « بيان سلوك دين و وصول بعالم يقين و تربيت نفس انسانى و معرفت صفات ربّانى » است « 1 » . مرصاد العباد بر پنج باب مركب از چهل فصل تقسيم شده ، باب اول در ديباچه و باب دوم در مبداء موجودات و باب سوم در معاش خلق و باب چهارم در معاد نفوس سعدا و اشقيا و باب پنجم در بيان سلوك طوايف مختلف . تأليف اين كتاب را نويسندهء آن در رمضان سال 618 در قيصريه ( قيساريه ) آغاز كرد و آن را بروز دوشنبه اول ماه رجب سال 620 در شهر سيواس باتمام رسانيد و بعلاء الدين كيقباد سلجوقى تقديم نمود . اثر معروف ديگر نجم الدين رسالهء « معيار الصدق فى مصداق العشق » معروف برسالهء عشق و عقل است . اين رساله را نجم الدين بعنوان جواب بيكى از ياران نوشته است و سؤال اين بود : شرح كمال عشق و شرح كمال عقل چيست ، و آيا اختلاف و مضادّتى بين آن دو هست يا نه ؟ و سؤال‌كننده اين نكته را گوشزد كرده بود كه هركجا عقل بيشتر و شريفتر باشد عشق برو ثابت‌تر و ظريف‌تر است ، و نيز گفته بود كه عقل قسمى و نوعى از موجودات نيست بلكه « جملهء موجوداتست و وجود او راست از آنكه بعقل بر همهء اقسام وجود محيط توان شد و هيچ قسم از اقسام موجودات بر عقل محيط نتواند شد » . نجم الدين در جواب اين سؤال رسالهء خود را بنثرى ساده و بسيار شيوا بر شيوهء علما نوشت و بحث را در اين مورد باستقصاء رسانيد . انشاء او در اين رساله از انشاء مرصاد العباد يكدست‌تر و روان‌تر است و نويسنده اشعار زيادى از قصيده و غزل و ترانه كه خود سروده بود در اين رساله گنجانيده است . گويا نجم الدين خود بدين رساله نامى نداده بود و به همين سبب آن را « كمال عشق و كمال عقل » و گاه « عقل و عشق » و گاه « عشق و عقل » و

--> ( 1 ) - مرصاد العباد ص 3