ذبيح الله صفا

1176

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

در مجالسى كه داشت بر زبان آورد و شاگردان و مريدانش نوشتند و تدوين كردند ، به همين سبب مقالات شمس حاوى مباحث منظم و مدوّنى نيست و غالبا مطالبى كه پشت‌سرهم مىآيند ارتباط چندانى باهم ندارند . بااين‌حال نحوهء بيان در اين مقالات ساده و بسيار روان و مبنى بر شيوهء تخاطب است . 7 - منهاج سراج « 1 » قاضى ابو عمرو منهاج الدين عثمان بن سراج الدّين محمد بن منهاج الدين عثمان بن ابراهيم بن امام عبد الخالق جوزجانى معروف به « منهاج سراج » مورخ نام‌آور قرن هفتم صاحب كتاب معروف و ذيقيمت « طبقات ناصرى » است . خاندان او اصلا از اهل گوزگانان بود و در عهد امام عبد الخالق جوزجانى كه دختر سلطان ابراهيم غزنوى را در حبالهء نكاح آورده بود بغزنه منتقل شد و جدّ منهاج سراج يعنى ابراهيم از همين دختر بوجود آمد و بنابراين منهاج سراج از جانبى بخاندان غزنويان تعلق يافت و خانوادهء او بسبب همين انتساب از آغاز انتقال بغزنه در امور حكومتى و ادارى دخالت داشتند و همين اهميت را نيز بعدا در عهد سلسلهء غوريّه حفظ كردند .

--> ( 1 ) - دربارهء او علاوه‌بر موارد متعدد از طبقات ناصرى كه ذكر اجداد و پدر خود را در آنها كرده و از خود نيز بسيار گفته است ، مخصوصا رجوع شود به شرح‌حال مفصلى كه آقاى عبد الحى حبيبى قندهارى ازو ترتيب داده و در تعليقات بر طبقات ناصرى از ص 724 ببعد طبع كرده است . و نيز بلباب الالباب عوفى مواردى كه در همين گفتار اشاره خواهد شد ؛ و به تاريخ مفصل ايران ( عهد مغول ) از مرحوم عباس اقبال آشتيانى چاپ دوم ، 1341 شمسى ، ص 483 - 485 ؛ و مقالهء مرحوم سعيد نفيسى در سالنامهء فارس ، سال 1317 ، دربارهء منهاج سراج .