ذبيح الله صفا
1168
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مدبّر » از نويسندگان معروف اوايل قرن هفتم هجرى است . نياى او « ابو الفرج خازن » بنابر آنچه مباركشاه خود گفته در خدمت سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوى ( 451 - 492 هجرى ) مقام و مرتبهء خاصّ و در امور مختلف تصرّف داشته و مباركشاه مدعيست كه ابو مسلم خراسانى از اسلاف وى بوده است « 1 » و اگر چنين باشد بايد از جانب مادر به دو منسوب بوده باشد نه از جانب پدر كه به دوازده واسطه به ابو بكر صدّيق مىرسيد و او خود نام همهء آنان را تا ابو بكر در مقدمهء كتاب خويش ذكر كرده است « 2 » . چنان كه از سخن مباركشاه دريافته مىشود اسلاف او همه اهل علم و ادب و مورد احترام سلاطين روزگار بودهاند و او خود در خدمت تاج الدوله خسرو ملك ( 559 - 583 هجرى ) آخرين پادشاه غزنوى ، و سلطان معزّ الدين محمد بن سام غورى ( م 602 هجرى ) و قطب الدين آيبك ( م 607 ه . ) نخستين تشكيلدهندهء حكومت مماليك غورى در هند ، و شمس الدين التتمش پادشاه مقتدر دهلى ( 607 - 633 ) باحترام مىزيسته و بدينترتيب زندگانيش در لوهور ( لاهور ) و دهلى سپرى شده بود و يك بار در حدود سال 567 براى فراهم آوردن مآخذ كتاب خود بنام « بحر الانساب » بغزنين سفرى كرده و بلاهور بازگشته بود و تا قسمت بزرگى از دوران سلطنت شمس الدين التتمش زيسته و گويا پيش از ختم دوران آن پادشاه ( يعنى پيش از سال 633 ) درگذشته است . ذكر اين نكته لازمست كه نبايد اين مباركشاه غورى معروف به فخر مدبّر را با فخر الدين مباركشاه بن حسين مرورودى اشتباه كرد . فخر الدين مباركشاه مرورودى كه بسال 602 درگذشته « 3 » ، از رجال عهد سلاطين غورى و ساكن درگاه آنان بوده و داراى منظومهيى است در ذكر نسب سلاطين غورى به بحر متقارب كه منهاج سراج دربارهء آن شرحى مستوفى داده « 4 » .
--> ( 1 ) - آداب الحرب و الشجاعه ص 266 ( 2 ) - ايضا آداب الحرب ص 15 ( 3 ) - دربارهء او رجوع شود به لباب الالباب عوفى چاپ مرحوم سعيد نفيسى ص 113 - 117 ( 4 ) - طبقات ناصرى ج 1 ص 376 - 377