ذبيح الله صفا
1154
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
دارد و همچنين است كتابهاى پرارزش علامه قطب الدين شيرازى و علامه شمس الدين محمد آملى كه پيش ازين در همين مجلد دربارهء آنها سخن گفتهايم ؛ و همچنين است در موضوعاتى از قبيل سياست و اخلاق و نيز در مسائل مربوط بعلوم و فنون ادبى كه يا پيش ازين در فصول مربوط بعلوم معقول و منقول در قرن هفتم و هشتم دربارهء آنها سخن رفته است و يا بعد ازين ضمن بيان احوال و آثار نويسندگان عهد بدانها اشاره خواهد شد . از آثار مترسلان اين عهد نمونهاى بسيار در مجموعهها و جنگهايى كه در قرنهاى هفتم و هشتم و نهم فراهم آمده است در دست داريم خاصه از شمس الدين صاحبديوان جوينى و برادرش عطا ملك جوينى و از مولانا جلال الدين بلخى و از خواجه رشيد الدين فضل اللّه همدانى و از عين الملك عين الدين عبد اللّه ماهروى مولتانى معروف به « عين ماهرو » منشى سلاطين خلج كه بعد از سال 764 وفات يافته ؛ و از شمس الدين محمد بن هندوشاه بن سنجر نخجوانى مشهور به شمس منشى و نظاير آنها كه بموقع دربارهء هريك سخن گفته خواهد شد . سبك نثر فارسى اگرچه در شيوهء نگارش اين عهد گاه بتجدّدهايى بازمىخوريم ليكن بررويهم بايد دانست كه نويسندگان اين دوران شيوههاى نثر پارسى دوران پيش از خود را ادامه مىدادند و در همان راههاى متقدّمان پيش مىرفتند . [ نثر ساده ] چنان كه مىدانيم از قرن پنجم ببعد در شيوهء نثر سادهء فارسى كه پيش از آن داشتيم تغييراتى حاصل شد و مخصوصا با رواج ترسّل به زبان فارسى دگرگونى حاصل كرد ، جملهها طولانىتر شد و قوالب معيّنى از عبارات بدست نويسندگان رسائل افتاد كه در مورد لازم به كار زدند و براى آنكه هنگام ذكر القاب و عناوين طبقات مختلف اجتماع از پادشاهان تا امرا و وزراء و علما و غيره دچار اشكالى نباشند تركيبات و جملات خاصّى را بتدريج معمول نمودند و در سرمشقهاى رسائل به كار بردند « 1 » و ازين راهها اندكاندك
--> ( 1 ) - دستور دبيرى ، انقره 1962 ، ص 13 ببعد و موارد ديگر .