ذبيح الله صفا

1148

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

او داد و همچنين است كتابهايى مانند الاوامر العلائيهء ابن بىبى و سمط العلى از ناصر الدين منشى و مواهب الهى از معين الدين يزدى كه اگرچه موضوع هر سه تاريخ است ولى لحن آنها به تمام معنى انشاء ادبى است و تحت تأثير مستقيم شيوهء مترسّلين قرار دارد و پيداست كه بسبب اشتمال بر اخبار مهم تاريخى نام آنها را در ذيل كتب تاريخ بايد آورد . [ داستانهاى قهرمانى ] نوشتن داستانهاى قهرمانى و رمان درين دوره بنابر اطلاعاتى كه داريم ، چندان رائج نبود ، و مسلما يكى از مهمترين علل اين امر پريشانحالى مردم ايران و درهم‌ريختن مراكز مهم اجتماع و ثروت در نواحى شرقى آن و از ميان رفتن خاندانهاى ثروتمند قديم و امثال اين امورست . از آغاز اين دوره يعنى اندكى پيش از شروع ايلغار چنگيز كتاب راحة - الارواح ( بختيارنامه ) دقايقى مروزى و در پايان اين دوران يعنى درست در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم هجرى داستان قهرمانى مفصل فيروزنامه ( يا قصهء فيروز شاه بن ملك داراب ) از مولانا محمد بيغمى « 1 » در دستست كه هردو را چندسالى پيش از نشر اين مجلّد بطبع رسانيده‌ام . موضوع بختيارنامه از موضوعاتيست كه بازهم در ادب فارسى مورد توجه قرار گرفته و تحريرهاى ديگرى از آن ترتيب يافته است و بعد از راحة الارواح قديمترين آنها كه در دستست و آن را نيز طبع كرده‌ام مربوطست بسال 809 هجرى « 2 » . [ قصص و حكايات ] از كتب قصص و حكايات در عهد مورد مطالعهء ما كتاب الفرج بعد الشدّه است . اين كتاب را اصلا قاضى ابو على محسن بن على بن داود التنوخى ( م 384 ه ) به عربى نوشت و نخستين بار نور الدين محمّد عوفى آن را بپارسى درآورد ولى متأسفانه آن ترجمهء او بالاستقلال باقى نماند و اكنون ترجمهء ديگرى از آن بدست داريم از حسين بن اسعد بن حسين دهستانى

--> ( 1 ) - طبع اين كتاب بنابر اشتباهى كه بوسيلهء ناسخ نسخهء منحصرى كه در اختيار داشتم تحت عنوان داراب‌نامه انجام شده است ( رجوع شود به توضيحاتى كه در مجلد اول و دوم از آن كتاب داده‌ام ) . ( 2 ) - دربارهء راحة الارواح و داستان فيروز شاه ( داراب‌نامه ) و نسخ جديد بختيارنامه رجوع شود به گنجينهء سخن تأليف نگارندهء اين سطور ج 1 ص 51 - 52 و 56 - 58