ذبيح الله صفا
1113
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
تركيببند درست در ماه صفر سال 784 ساخته شد و تا اين هنگام ابن نصوح چند سال بمدّاحى سلطان حسين مشغول بود و از اينكه با رسم مدحخوانى مرثيهگويى پادشاه نصيب او شده بود خاطرى آزرده داشت . ابن نصوح بعد از عهد سلطان حسين ايلكانى به خدمت خود در دربار آل جلاير ادامه داد و بمدّاحى سلطان احمد بن اويس ( 784 - 813 ه ) سرگرم بود و چندين قصيده ازو در مدح اين سلطان باقيست و گويا ، چنان كه تقى الدين گفته است ، بعد از مرگ اين سلطان از خدمت دربارى كناره جست ، اما نه براى ورود در سلك متصوفه بلكه به قصد انزوا و اشتغال بمعنويات . ابن نصوح در مدت خدمت در دربار آل جلاير بعضى از وزرا و رجال آن دولت مانند كمال الدين على وزير و عبد الرحمن وزير را كه هردو از وابستگان دولت ايلكانى بودهاند مدح گفت و علاوه براينها همچنانكه پيش ازين اشاره كردهام مدحى از شيخ الاسلام خواجه غياث الدين محمد تبريزى مشهور به شيخ كجج يا كججانى در اشعار او ديده مىشود . اين شيخ كجج يا شيخ كججى تبريزى از اكابر عرفا و محققين در روزگار سلطان اويس و پسرانش بود و مرجعيت خاص و عام و خانقاهى بارونق داشت و سلاطين و اكابر معتقد او بودند و تا روزگار امير تيمور و اولادش منصب شيخ الاسلامى تبريز باخلافش اختصاص داشت . او خود شاعر بود و دولتشاه غزلى را ازو نقل كرده است « 1 » . ابن نصوح از وى در قصيدهء خود بدينگونه نام برده است : قطب گردون كرامات ، غياث حق و دين * كه بگرد در عاليش كند چرخ مدار خواجه شيخ آنكه در آيينهء رايش هردم * نو عروس تتق غيب نمايد ديدار و چنان كه پيش ازين گفتهام شايد ده نامهء ابن نصوح هم بنام اين شيخ سروده شده بود و اين دهنامه را تقى الدين و دولتشاه و ديگران ستوده و گفتهاند كه شهرت داشته و « مستعدّان مىپسنديدهاند » و قاعدة از جنس دهنامههايى بود كه در قرن هفتم و هشتم چندين بار ببحر
--> ( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى ص 345 - 346