ذبيح الله صفا
1084
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
او را نمىتوانست بدل زود رنج خويش راه دهد ؛ و عاقبت در قطعهيى راجع بواقعهء ميل كشيدن او بفرمان پسرش شاه شجاع در سال 759 بغض خويش را نسبت به آن مرد سفّاك آشكار كرد و گفت : شاه غازى خسرو گيتى پناه * آنكه از شمشير او خون مىچكيد گه بيك حمله سپاهى مىگرفت * گه بهوئى قلب كوهى مىدريد سرورانرا بىسبب مىكرد حبس * گَردنان را بىگنه سر مىبُريد عاقبت شيراز و تبريز و عراق * چون مسخّر كرد وقتش در رسيد آنكه روشن بُد جهان بينش به دو * ميل در چشم جهان بينش كشيد از ديوان حافظ بسبب شهرت و رواج بسيار آن نسخ فراوان در دستست كه اغلب آنها در معرض دستبرد ناسخان و متذوّقان قرار گرفته كلمات و ابياتشان دچار تصرّف و تغيير شده و يا حتى از غزلهاى مشهور ديگران خاصّه سلمان اشعارى در آنها راه يافته است ؛ و دربارهء بسى از ابيات او بسبب اشتمال آنها بر مضامين دقيق ميان اهل ادب تفسيرها و تعبيرهاى خاص رايج است . شرح جامع ديوان حافظ را « سودى » ( متوفى در حدود سال 1000 ) از فضلاى دورهء عثمانيّه كه اصلا از اهالى بوسنه ( واقع در يوگواسلاوى امروز ) بود بتركى نوشته و علاوهبراين شرحهاى ديگرى بتركى از مصطفى بن شعبان متخلّص به سرورى ( م 969 ه . ) و « شمعى » ( متوفى در حدود سال 1000 ه . ) از ديوان او ترتيب يافت . از مطالبى كه انحصارا دربارهء ديوان حافظ قابل توجّهست موضوع رواج تفاؤل بدانست . « فال گرفتن » از ديوان حافظ سنتى تازه نيست بلكه از ديرباز در ميان آشنايان بدين ديوان از فارسىزبانان و غير آنان متداول بود و چون در هر غزلى از آن مىتوان بهر تأويل و توجيه بيتى و عبارتى را حسب حال تفاؤلكننده يافت ، بدينسبب گويندهء ديوان را لسان الغيب لقب دادهاند . حاج خليفه چند رساله را كه در قرن دهم و پيش از آن دربارهء