ذبيح الله صفا
1065
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
شاعران نغزگوى ايران و از اعاظم گويندگان جهان و از « اكابر گردنكشان نظم » « 1 » فارسى است . در نسخهيى از اسكندرنامه و هشت بهشت و خسرو و شيرين امير خسرو دهلوى كه به ترتيب در بيست و چهارم صفر و ششم ربيع الآخر و سيزدهم جمادى الاولى سال 756 هجرى به خط شيرين و پختهء اين استاد بزرگ سخن استنساخ شده است ، كاتب خود را همهجا « محمد بن محمد بن محمد الملقّب بشمس الحافظ الشيرازى » معرّفى كرده « 2 » و در اشعار خود « حافظ » تخلّص نموده است . در غالب مآخذ نام پدرش را « بهاء الدين » نوشتهاند و ممكن است « بهاء الدين » على الرّسم لقب او بوده باشد . محمد گلندام نخستين جامع ديوان حافظ و دوست و همدرس او نام و عناوين وى را چنين مىآورد : « مولانا الاعظم ، المرحوم الشهيد « 3 » ، مفخر العلماء ، استاد نحارير الادبا ، شمس الملّة و الدين محمّد الحافظ الشيرازى » « 4 » .
--> - از صفحهء پيش * طرائق الحقايق ج 2 ، ص 305 * مجالس المؤمنين ص 294 * تاريخ فرشته چاپ هند ، ج 1 ، ص 576 * لطائف الطوائف چاپ تهران ، ص 223 * مآخذ ديگرى كه در ذيل صحايف همين گفتار ذكر شده است ( 1 ) - اين تعبير مأخوذست از كلام انورى كه گويند در تعريض بمعزى گفته بود : « كس دانم از اكابر گردنكشان نظم * - كو را صريح خون دو ديوان بگردنست » ( 2 ) - اين نسخه از اشعار امير خسرو دهلوى در كتابخانهء فرهنگستان علوم ازبكستان تاشكند محفوظست . ( 3 ) - معلوم نيست چرا گلندام عنوان « الشهيد » را براى حافظ آورده است . ( 4 ) - نقل از كليات حافظ بتصحيح مرحوم ميرزا محمد خان قزوينى و مرحوم دكتر قاسم غنى ، تهران ، 1320 ، صفحهء ق