ذبيح الله صفا
1061
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و اين همانست كه به « هزار مزار » يا « هزار و يك مزار » اشتهار يافته و بطبع نيز رسيده است « 1 » . ديوان اشعار جنيد شيرازى آنقدر كه در دستست ، و بهمت استاد فقيد سعيد نفيسى رحمة اللّه عليه جمعآورى و طبع شده ، يكهزار و پنجاه بيت دارد و مشتمل است بر قصايد و غزلهايى در ذكر معانى عرفانى و تحقيق و زهد و وعظ . غالب اين اشعار از حيث لفظ و معنى غنى و گاه جدّا منتخب و زيباست و از آن جمله است : من نه امروز خراباتيم و عاشق و مست * كه چنين عاشق و مست آمدم از روز الَست آن حريفم كه گرم سر برود در ره عشق * پاى بفشارم و بر عشق نيفشانم دست روزى از خانه ببازار روم با دف و چنگ * تا همه خلق بدانند كه قّلاشم و مست نام من زشت شد اى خواجه هم از اول كار * چه توان كرد كه اين شيشه در افتاد و شكست دلق سالوس كه يك بار ز دوش افگندم * به دو صد رشته دگربار به من نتوان بست تا زمستان تو غوغاى صبوحى برخاست * زاهد از صومعه در كوى خرابات نشست زاهد دون ز كجا صحبت مستان ز كجا * لايق منصب عالى نبود همّت پست در پى صومعه و بند ريا بود جنيد * ساكن كوى مغان گشت و از آن بند بجست * * ملك كونين بآوازهء نامى نرسد * كام عالم ببر آوردن كامى نرسد گر تو صد باديه هردم بريا قطع كنى * در ره كعبهء اخلاص بگامى نرسد تا گدايى نكنى در رَهِ خمخانهء عشق * اندرين بزم ترا دست به جامى نرسد تا سَرِ كوى تو پرزحمت اغيار بود * به تو پنهان ز بَرِ يار پيامى نرسد طالب زاويه مجذوب نگردد هيهات * سالك از نام مجرّد بمقامى نرسد
--> ( 1 ) - در ذيل اين مقال لازمست گفته شود كه اين معين الدين جنيد شيرازى را نبايد با صدر الدين جنيد شيرازى نوادهء نجيب الدين على بن بزغش شيرازى متوفى بسال 791 اشتباه كرد كه ترجمهء احوالش در شد الازار آمده و بايد بدانجا مراجعه نمود .