ذبيح الله صفا
966
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
به تحصيل علوم مشغول بودى » مسلّما از جملهء اشتباهات جاريهء اوست زيرا بنابر آنچه بعدا خواهيم ديد عبيد در سنّى متجاوز از سى و پنج سالگى « از راه دراز » بشيراز رفته بود و مسلّما كسى كه در خاندان صدور تربيت يافته بود تا سى و پنج سالگى در زمرهء عاميان روزگار باقى نمىماند . اطّلاعاتى كه از حوادث زندگانى عبيد و كيفيت ارتباط او با معاصرانش در تذكرهها و كتب ادب نقل شده غالبا فاقد ارزش تاريخى و مخلوق رواج و تأثيريست كه مطايبات او در نزد آيندگان حاصل كرده بود . مثلا دولتشاه كه قولش دربارهء عبيد مأخذ اطّلاع ديگر نويسندگانست دربارهء اين شاعر نوشته : « گويند نسخهيى در علم معانى و بيان تصنيف كرده بود بنام شاه ابو اسحاق و مىخواست تا آن نسخه بعرض شاه رساند . گفتند مسخرهيى آمده است و شاه به دو مشغول است . عبيد تعجب نمود كه هرگاه تقرّب سلطان بمسخرگى ميسّر گردد و هزّالان مقبول و محبوب و علما و فضلا محجوب و منكوب باشند چرا بايد كه كسى برنج تكرار پردازد و بيهوده دماغ لطيف را بدود چراغ مدرسه كثيف سازد ؟ بمجلس شاه ابو اسحاق نارفته بازگشت و مترنّم اين رباعى دلنواز شد : در علم و هنر مشو چو من صاحب فن * تا نزد عزيزان نشوى خوار چو من خواهى كه شوى قبول ارباب ز من * كِنك « 1 » آور كُنگُرى « 2 » كن و كِنگِر « 3 » زن . » شرحى كه دولتشاه آورده البتّه توصيفى بسيار واقعى از عصر زندگانى عبيد زاكانى و دورهء حكومت امراى فاسد آن عهد است امّا گويا دربارهء عبيد به صورت تاريخچهيى براى علّت نظم همين رباعى جعل شده و بدولتشاه رسيده باشد ، همچنانكه دربارهء سروده شدن قطعهء ذيل ازو در همان كتاب تذكرة الشعراء مىبينيم :
--> ( 1 ) - كنك : امرد ( 2 ) - كنگرى بضم اول و سوم : دريوزگى ( 3 ) - كنگر : بكسر اول و سوم نوعى از آلات موسيقى