ذبيح الله صفا

964

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

شاعر و نويسندهء مشهور ايران در قرن هشتم هجريست . علّت اشتهار وى به « زاكانى » انتساب اوست به خاندان « زاكانان » كه اصلا شاخه‌يى بود از عرب بنى خفاجه ، كه بعد از مهاجرت بايران بحدود قزوين رفتند و در آن نواحى سكونت گزيدند ؛ و شايد به همين سبب باشد كه سلمان ساوجى او را « روستازادهء » قزوين شمرده است « 1 » . ازين خاندان دو شعبه از ديگران مشهورتر بودند : نخست شعبه‌يى كه بنابر نقل حمد اللّه مستوفى اهل علوم معقول و منقول بودند و دوم شعبه‌يى كه حمد اللّه افراد آن را « ارباب صدور » يعنى وزراء و اصحاب ديوان معرّفى مىكند و مىگويد كه : « صاحب معظم نظام الدين عبيد اللّه زاكانى » ازين شعبه است كه « اشعار خوب دارد و رسائل بىنظير » . پس معاصر و همشهرى عبيد نام و نسب و پيوند و تبار او را معرّفى كرده و ضمنا برما معلوم داشته است كه خواجه عبيد اللّه پيش از سال 730 هجرى كه سال تأليف تاريخ گزيده است ، يا در اوان تأليف آن كتاب ، عنوان صاحب معظم داشته و شاعر و نويسنده‌يى بود كه آثارش « خوب » و « بىنظير » دانسته مىشد و ازينروى قاعدة مىبايست عبيد اللّه درين تاريخ دست‌كم در حدود 30 سال داشته باشد و بدين‌تقدير ولادتش در پايان قرن هفتم و آغاز قرن هشتم اتفاق افتاده است . امّا حقيقت اينكه او را در مآخذ مختلف با عناوينى از قبيل « صاحب معظم » ( تاريخ گزيده ) و « خواجه » ( تذكرهء دولتشاه ) و « صاحب اعظم » ( مقدمهء نسخ خطّى ديوان عبيد زاكانى ) نوشته‌اند ، معلوم نيست . اين عنوانها براى كسانى ذكر مىشد كه مقام صدارت يا مقام بلندى در رديف آن داشته باشند ، ولى مطلقا از وزارت و صدارت عبيد اطّلاعى در دست نيست و گويا واقعا هم‌چنين مقامى نداشته بلكه در دستگاه سلاطين محترم و در شمار مقدّمين بوده است چنان كه خود يك جا بچنين حالى اشاره كرده و هنگام مدح شاه شجاع مظفّرى چنين گفته است : مرا هميشه سلاطين عزيز داشته‌اند * ز ابتداى صبى تا به اين زمان و اوان و اين خطاب چنان كه بعدا خواهيم ديد بين دو سال 766 - 767 هنگامىكه شاه شجاع در

--> ( 1 ) - رجوع شود بقطعهء منسوب بسلمان ساوجى دربارهء عبيد تذكرهء دولتشاه ص 324