ذبيح الله صفا
928
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
جلال عضد در مدح امير پير حسين مدعيست كه هيچكس را پيش ازو و غير ازو مدح نگفته و كسى را جز او لايق ستايش ندانسته است « 1 » . ديگر از ممدوحان جلال عضد امير غياث الدين كيخسرو برادر شاه شيخ ابو اسحق اينجو بوده است كه شاعر چند قصيده و از آن جمله تركيببندى در مدح او دارد . ديگر از ممدوحان او شاه شيخ ابو اسحق اينجو امير ادبدوست و شاعرپرور شيرازست كه چنان كه مىدانيم بسال 758 بفرمان امير مبارز الدين كشته شد . غالب مدايح جلال عضد در ستايش همين پادشاهست و چنان كه از اشعار جلال برمىآيد او با اين پادشاه نزديك بوده و يك بار روابط آنان بعلتى بتيرگى انجاميده بود « 2 » . علاوهبر اينها ستايشى از دلشاد خاتون همسر شيخ حسن ايلكانى و مادر سلطان اويس هم در اشعار جلال عضد ملاحظه مىكنيم و شاعر او را درين اشعار « دلشاد شاه » مىنامد . دربارهء پايان حيات جلال عضد اطلاعى در دست نيست و تاريخ وفاتش را نمىدانيم و از آنجا كه ازو شعرى در ستايش امير مبارز الدين و اولادش نداريم چنين به نظر مىرسد كه او پيش از فرار شيخ ابو اسحق در برابر امير مبارز الدين از شيراز ( 754 هجرى ) و يا پيش از قتل آن پادشاه بدفرجام ( 758 هجرى ) درگذشته و يا انزوا اختيار كرده باشد . از جلال عضد ديوان قصائد و ترجيعات و غزلها و قطعات و دوبيتىها و رباعيها باقيست كه تا آنجا كه من ديدهام در حدود 1600 بيت دارد . شيوهء اشعارش در قصائد بر نسق
--> ( 1 ) - هرگز از بهركسى مدح نگفتم جز تو * خود سخن جز بمديح تو كجا درگيرد ( 2 ) - خسروا در خدمتت تقصير كردم عفو كن * مجرمان هم تكيهيى بر عفو داور كردهاند خسروان ملك دين شاهان اقليم كرم * جرم بىحد ديدهاند و عفو بىمر كردهاند من كه دارم حلقهء اخلاص تو در گوش جان * دايم از وصل توام چون حلقه بردر كردهاند خود چه حد من كه شاه از چون منى رنجش كند * ليكن از كم التفاتى خلق باور كردهاند