ذبيح الله صفا
892
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
وزارت يعنى تاج الدّين احمد عراقى مذكور نيز نام برده و ويرا ستوده است . همين شمس الدين صاين است كه خواجو هماى و همايون را بعد از اطلاع از مرگ ابو سعيد بهادر در پايان منظومه بنام او و پسرش عميد الملك ركن الدين درآورد در آغاز آن از تاج الدين عراقى هم در آن نام برد . غير ازين وزراى معروف ، خواجو چند تن از اكابر رجال عهد خود را كه در فارس و كرمان خدمات ديوانى داشتهاند نيز ستايش كرده است . از پادشاهان عهد خود خواجو سلطان ابو سعيد بهادر ( م 736 ) ، ارپاگاون جانشين ابو سعيد ( م 736 ) ، شيخ حسن ايلكانى سر سلسلهء آل جلاير ( م 757 ) و همسرش دلشاد خاتون ، جلال الدين شاه مسعود اينجو ( م 743 ) و برادرش شاه شيخ ابو اسحق اينجو ( م 758 ) و ملك قطب الدين پادشاه هرموز را مدح گفت . نام چند تن از مشايخ پيش از او مانند شيخ مرشد ابو اسحق كازرونى ( م 426 ) و شيخ سيف الدين باخرزى ( م 658 ) و بعضى از مشايخ و علماى معاصر او مانند شيخ الاسلام امين الدين بليانى و شيخ علاء الدولهء سمنانى نيز در شمار ستودهشدگان خواجو ديده مىشود . خواجو به اين دو پيشواى اخير الذكر صوفيه در عهد خود ارادت بسيار مىورزيد و اگرچه ظاهرا در مدتى كه در خانقاه شيخ علاء الدولهء سمنانى اقامت داشته او را ستوده و حتى بنابر آنچه در احوال شيخ علاء الدوله آمده بگردآورى ديوان او نيز همت گماشته بود « 1 » ، ولى خود به فرقهء مرشديه اختصاص داشته و از پيروان مستقيم شيخ امين الدين بليانى بوده است كه دربارهء او سخن گفتهايم « 2 » . خواجو بدين شيخ مرشدى ارادت خاص داشت و همچنين بمؤسس طريقهء مرشديّه يعنى شيخ مرشد ابو اسحق كازرونى با ديدهء تقديس مىنگريست و او را ، به همان نحو كه در آثار امين بليانى ديدهايم ، مدح گفت . در ديوان خواجو يك قصيده بمطلع :
--> ( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب و همين جلد ، ص 809 . ( 2 ) - رجوع شود به همين كتاب و همين جلد ، از ص 868 ببعد .