ذبيح الله صفا
888
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
او حاج خليفه آورده « 1 » و اين بسبب انتساب اوست بفرقهء مرشديّه يعنى پيروان شيخ مرشد ابو اسحق كازرونى چنان كه پيش ازين گفتهايم ؛ و عنوان « نخلبند شعرا » كه بوى داده شده در غالب مآخذ تكرار گرديده است ؛ و اگر روايت حاج خليفه را بسند قاطع قبول داشته باشيم بايد « خلّاق المعانى » « 2 » و « ملك الفضلا » « 3 » را هم بر القاب او بيفزاييم و لقب اخير را دولتشاه « 4 » هم تكرار نموده است . تخلّص او در همهء اشعارش خواجو است و اين كلمهء « خواجو » بايد مصغّر خواجه بوده و « واو تصغير » درينجا براى بيان حبّ به كار رفته باشد . نام و نسب و كنيه و لقب خواجو بنابر اصحّ روايات همانست كه نوشتهايم ولى در پارهيى مآخذ بر اثر اشتباه تغييراتى در آنها داده شد و حتى در تذكرهء ميخانه نام او افضل الدين و در كشف الظنون محمد است ليكن او خود نام خويش را در اشعار خود محمود آورده و بنابراين بحث در اين مورد از مقولهء اجتهاد در مقابل نصّ است . در پايان مثنوى گل و نوروز ، خواجو ولادت خود را در بيستم ماه ذو الحجهء سال 689 قمرى هجرى ذكر كرده و آن تاريخ را با تاريخ رومى و يزدگردى و جلالى تطبيق نموده است : شب روز الف از مه شده كاف * فگنده آهوى شب نافه از ناف رسيده ماه ذو الحجه بعشرين * به بام آورده گردون خشت زرين ز هجرت ششصد و هشتاد و نه سال * شده پنجاه روز از ماه شوّال وگر عقدت ز رومى مىگشايد * ده افزون بر هزار و ششصد آيد « 5 »
--> ( 1 ) - كشف الظنون چاپ استانبول 1941 بند 724 ( 2 ) - ايضا در همان مورد فوق ( 3 ) - ايضا بند 924 ( 4 ) - تذكرة الشعرا ص 277 ( 5 ) - يعنى سال 1610 از تاريخ رومى ، و در بعض نسخ بجاى ده « دو » نوشتهاند و درين صورت تاريخ رومى 1602 است .