ذبيح الله صفا
715
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بعضى در شرح حال همام نوشتهاند « 1 » ، و يا مسافرت به روم در التزام صاحبديوان براى ضبط اموال معين الدين پروانه و امثال اين اشتغالات مانع آن نبود كه همام در تصدّى « زاويه » يى كه بنام خود در تبريز داشت و ارشاد اهل سلوك قصور ورزد و بسبب احراز همين مقام معنويست كه معاصران در ذكر نام همام همواره او را بنعوت و صفاتى كه خاصّ مشايخ و بزرگان طريقت بوده است مىستودند چنان كه وجيه الدين نسفى از دانشمندان بزرگ عهد در نامهيى كه به همام براى بيان اشتياق خود بديدارش نوشته چنين مورد خطابش قرار داده است : « مولانا الاعظم سلطان الطريقة برهان الحقيقة قدوة الواصلين زبدة الواجدين امام اهل الحق و اليقين همام الملة و الدين » « 2 » و اين اوصاف و نعوت تنها خاصّ مشايخ بزرگ طريقت بوده و چون آنها را با نعتهايى كه صاحبديوان شمس الدين محمد در عين قدرت و اشتهار خويش در ذكر نام همام آورده همراه كنيم بر ميزان مرتبهء همام در ارشاد و علوّ شأن وى در نزد معاصران پى مىبريم ، و اين توصيفات را بيان نويسندهء مقدّمهء ديوان همام كه بامر رشيد الدين فضل اللّه اندكى پس از فوت شاعر جمعآورى شده به نحوى خاص كامل مىكند . آن بيان دربارهء همام چنين است : « مولانا سعيد مغفور جامع كمالات الانسية و الفضائل النفسية صاحب التجريد امام اهل الذّوق و التوحيد مالك ازمّة البلاغة و البيان قدوة الكاشفين و ارباب العيان همام الملة و الدين علاء الاسلام و المسلمين مربّى افاضل انام مرشد اكابر الايّام . . . » « 3 » . از همهء اين منقولات به خوبى دريافته مىشود كه همام هم بمراتب عالى از تصوف رسيده و هم سرگرم ارشاد اهل سلوك بوده و قدوه و پيشواى اهل تحقيق شمرده مىشده و در همان حال زمامهاى بلاغت را در دست داشته و براستى در فنون ادب از قبيل شعر و انشاء فارسى و عربى و محاوره و حسن خط از بزرگان زمان خود بوده است . دربارهء
--> ( 1 ) - دانشمندان آذربايجان ص 396 و نيز به صحف ابراهيم مراجعه شود . ( 2 ) - نقل از نامهء وجيه الدين نسفى به همام ، مقدمهء ديوان همام چاپ آقاى مؤيد ثابتى ( 3 ) - نقل از مقدمهء ديوان همام نسخهء عكسى و نسخهء چاپى آقاى مؤيد ثابتى .