ذبيح الله صفا
853
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
پيش آمده بود با جنگهاى ممتدّ رفع كرد و متصرّفات وسيع دولت مسلمان دهلى را حفظ نمود و براى آنكه قسمتهاى جنوبى متصرّفات آن دولت را در هند بهتر اداره نمايد پايتخت خود را بقلعهء ديوگيرى در ناحيهء مركزى آن سرزمين انتقال داد و آن را دولت آباد ناميد « 1 » ، و هموست كه براى تقويت حكومت اسلامى هند بعد از زوال دولت عبّاسى بغداد دست ارادت بجانب خلفاى عباسى مصر كه تحت حمايت مماليك مصرى خلافت عباسى را در آن ديار ادامه مىدادند ، دراز كرد و نخست با ابو الرّبيع سليمان بن احمد بن حسن كه با لقب المستكفى از سال 701 تا 740 خلافت مىنمود بيعت كرد « 2 » و چون او درگذشت بيعت خود را با جانشينش ابو العبّاس احمد ملقّب به الحاكم ( 740 - 753 ) تجديد نمود « 3 » و اين بيعتها تا پايان عمر او استوار و برقرار ماند و به همين سبب او خود را ولىّ عهد خليفه و مولى امير المؤمنين مىدانست و بدين ترتيب حكومت خود را در نزد مسلمانان هند مشروع جلوه مىداد « 4 » و رسيدن عهد و لوا و منشور خليفه را براى خود فتوحى مىشمرد چنان كه
--> ( 1 ) - خرابهاى قلعهء ديوگيرى و شهر دولت آباد در نزديكى اورنگ آباد كنونى باقى است . ( 2 ) - بلى چنان حرم آباد آنچنان شاهى است * كه او متابع امر خليفهء دنياست ابو الربيع سليمان خليفهء برحق * كه آستان درش آفتاب عز و علاست امام امت احمد كه خسرو هندش * بجان غلام و بدل چاكرو بتن مولاست ابو المحامد غازى محمد تغلق * كه هندوى در اوصد چو پادشاه خطاست ( 3 ) - شاه دين احمد ابو العباس امير المؤمنين * آنكه آل و دودهء عباس را سردفترست آنكه از جان بيعت فرمان او بردل نوشت * پادشاه شرق و غرب و حاكم بحروبر است بو المحامد ظل حق سلطان محمد كز شرف * دود شمع بزم او شمع رواق اخضر است ( 4 ) - ولى عهد خليفه محمد تغلق * خدايگان سلاطين دين جم جمهور مولى امير المؤمنين سلطان عالم شاه دين * بلك آفتاب مهر و كين روح الملايك چاكرش مولى امير المؤمنين سلطان محمد شاه دين * هم برده آب آبتين هم فر دارا ريخته