ذبيح الله صفا
846
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
اينست آنچه از گفتار تقى الدين كاشانى دربارهء حسن متكلّم مستفاد مىگردد و اين مشروحترين سخنى است كه دربارهء آن استاد داريم . ملك غياث الدين كرت ( 707 - 729 ) كه حسن متكلّم رسالهء خود را در علم صنايع شعر بنام او نوشته و بنابر تذكرهء صحف ابراهيم مداح و نديم او بوده ، پادشاه مقتدر آل كرت معاصر ايلخانان بود و اگرچه بعد از وى از رابطهء حسن با دربار آل كرت اطلاعى نداريم ليكن بهرحال او معاصر فرزندان ملك غياث الدين يعنى ملك شمس الدين ( 729 - 730 ) و ملك حافظ ( 730 - 732 ) و ملك معزّ الدين ( 732 - 771 ) بوده است و بعيد نيست كه آنانرا نيز مدح گفته باشد . در ميان اشعارى كه تقى الدين بنام حسن متكلّم ثبت كرده ، و در صحّت انتساب آنها بدين شاعر على الاصول ترديد دارم ، دو قصيده است كه هردو بيك سبك و روش و با كلمات و تركيبات عربى بسيار و اصطلاحات علمى ( خاصه نجومى ) ساخته شده و لحن بيان در آن با ساير اشعار حسن مغايرت كلّى دارد . قصيدهء نخستين كه بمطلع ذيل است : سلام على دار ام الكواعب * بتان سيه چشم عنبر ذوائب از قصائد مشهور پارسى است كه مورد استقبال سلمان در سرودن قصيدهيى بدين مطلع شده است : سقى اللّه ليلًا كصدغ الكواعب * بتان سيه چشم عنبر ذوائب و در همين قصيده است كه شاعر بانتساب خود بسامانيان اشاره نموده است « 1 » . اين قصيده مسلما از حسن متكلّم نمىتواند بود ، زيرا گذشته از مغايرت در سبك و داشتن لحن قصايد قرن پنجم و تأثّر مستقيمى كه از شيوهء سخنورى منوچهرى و لامعى در آن ملاحظه مىكنيم ، در مدح يكى از رجال عهد اول سلجوقيست بنام كمال الدوله ابو الرّضا فضل اللّه بن
--> ( 1 ) - رجوع شود به حاشيهء شمارهء 2 از صفحهء 844 .