ذبيح الله صفا

805

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

در سال 705 هجرى بااجازهء الجايتو خان ( 703 - 716 ه . ) امكان يافت . وى در حوادث اين سال مىنويسد : « باسَرِ رضا آمدن اولجايتو خان خدابنده محمد با شيخ ركن الملة و الدّين علاء الدوله احمد بن محمّد البيابانكى ؛ و بعزلت و فقر قيام نموده انقطاع كلّى او را ميسّر شد و اولجايتو خان او را به فقر و درويشى بازگذاشت » . در نسخهء ديگرى از مجمل فصيحى كه عبارت آن در ذيل صفحهء نسخهء مطبوع ( يعنى در حوادث همان سال 705 هجرى ) نقل شده مطلب مذكور صريحترست بدين نحو : « انابت فرمودن و استعفا و عزلت گرفتن شيخ ركن الملّة و الدّين احمد بن محمّد بن احمد البيابانكى از اشغال و مهمّات سلطانى و غضب فرمودن و مبالغه نمودن سلطان محمّد خدابنده چنانچه قريب دو سال شيخ را ميسّر نشد كه با شيخ نور الدّين عبد الرحمن الاسفراينى كه شيخ اوست ملاقات نمايد تا عاقبت سلطان را باسر رضا آورد » . ازين عبارت بصراحت معلوم مىشود كه علاء الدوله با آنكه دست ارادت بشيخ عبد الرحمن اسفراينى داده و طريقت صوفيان را پذيرفته و شايد مراحلى از سلوك را نيز پيموده بود ليكن تا سال 705 هنوز باز بسته بديوان ايلخانى و مجبور باطاعت از اوامر ايلخانان در تقلّد اعمال دولتى بوده است و انقطاع كلّى او از مشاغل دنيوى درين سال اخير ميسّر شد . بااين‌حال بنابر قرائن ديگرى شيخ علاء الدوله تا چند سال بعد از 705 در عين انقطاع كلّى از اعمال ديوانى هنوز با دربار ايلخانى ارتباط داشته و گاه نيز بدعوت ايلخان در پايتخت مىبوده است . در نسخهء ديوان او مىبينيم كه يكى از اشعار خود را در « رمضان سنهء تسع و سبعمائة فى سلطان آباد » سروده و بنابراين در سال 709 در پايتخت اولجايتو بسر مىبرده و قاعدة بايد داستان اجتماع او و شيخ صفى الدين اردبيلى و علّامهء حلّى بر سر يك سفره با سلطان محمد خدابنده « 1 » مربوط به همين اوقات يعنى بعد از تاريخ انقطاع كلّى از كارهاى دولتى باشد ، و بدين تقدير قول جامى « 2 » كه گويد علاء الدوله

--> ( 1 ) - طرائق الحقائق ج 2 ص 292 ( 2 ) - نفحات الانس ص 439