ذبيح الله صفا
66
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
براى ايرانيان ماتمزده فراهم آورد و موجب قتل و غارت تازهيى بدست سرداران امارت جوى گرديد . تاختوتازهاى پياپى ملوك الطوايف بعد از ايلخانان هم خود سربار وضع قديم گرديده و آرامش موقت ايران را برهم زده بود . از عجايب امور كه در دورهء ايلخانان بدان بازمىخوريم عملى است كه با بخارا كردند . توضيح اين واقعهء فجيع كه قريب پنجاه هزار تن از مردم آن شهر را بقتل آورد چنين است كه در سال 671 آق بك نام كه مدتى مستحفظ قلعهء آمويه و مردى خبيث بود در مقام ييلاق كيتوبوقا به خدمت اباقا خان رسيد و به دو گفت كه مهاجمان بيگانه كه از آنسوى آب يعنى از آسياى مركزى بايران مىتازند نخست در بخارا توقف و تجديد نيرو مىكنند و سپس عازم اين ديار مىشوند ، پس مصلحت در آنست كه بخارا را ويران كنيم . اباقا اين تدبير را پذيرفت و مغولى را بنام يسودار اغول مأمور كوچ دادن بخارائيان بخراسان كرد و گفت كه اگر بخارائيان مقاومت كنند شهر را غارت كند . وى با گروهى از سپاهيان مغول بدان جانب رفت و كش و نخشب را چند بار تاراج نمود و سپس قصد بخارا كرد و سپاهيان او دست بغارت و كشتار گشودند و در مدرسهء مسعود بك كه بزرگترين مدرسهء آن شهر بود آتش درافگندند و آن را با نفائس كتب سوختند و يك هفته سرگرم قتل و غارت بودند و در پايان هفته خواستند تا شهر را يكباره بسوزانند ، درين حال دو تن از نوادگان جغتاى با گروهى مغول از راه فرارسيدند و از فرستادگان اباقا « سوقات » خواستند يعنى نصيبى از اموال غارت شده را مطالبه نمودند و سپس جمعا دست بكشتار بقية السيف اهالى زدند « و تا مدّت سه سال از طرفين قتل و غارت كردند تا چنان شهرى معظم و ولايت آن بكلّى خراب شد و مدّت هفت سال هيچ جانور نبود ! » « 1 » . اينست نمونهيى از دورهء استقرار حكومت ايلخانان در ايران كه به ظاهر دورهيى آرام تصور مىشد ليكن آن هم خالى از محنتهاى دوران حمله و هجوم مغول نبود . از نمونهاى ديگرى كه مىتوان داد وضع فارس است از آن هنگام كه حكومت
--> ( 1 ) - جامع التواريخ چاپ آقاى دكتر كريمى ص 766 - 767 .