ذبيح الله صفا

64

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بوجود آورد چنان كه هيچكس ياراى پايدارى در برابر آن گروه نداشت . بااينحال مقاومت بعضى از شهرهاى ايران شايستهء تحسين است و از آن جمله است اصفهان كه براى تسخير آن شهر « مدت پانزده سال ببايست تا شهر سپاهان مسلّم توانستند كرد . اگر قاضى سپاهان شهادت نيافتى ، كفّار را گرفتن سپاهان مسلّم نشدى كه لشكر جرماغون و خيتانوين مدّت پانزده سال بر در شهر صفاهان و حوالى آن جنگ و قتال مىكردند و اهل صفاهان درين مدت دروازه‌هاى شهر باز كرده بودند ، چنان كه شب دروازه بسته نبودى و از غايت جلادت غازيان صفاهان مغل را مجال درون رفتن نبودى تا مردى را جماعت مرتدّان از راه بردند كه قاضى را ببايد كشت كه فتنهء محافظت شهر درپى اوست ، چون قاضى را شهيد كردند شهر بگرفتند » « 1 » . مقاومتها و قيامهاى ديگرى هم در ايران اين عهد وجود داشت ، مانند مقاومت مردانهء تيمور ملك در گيرودار حملهء چنگيز « 2 » و قيام تارابى كه بيشتر وضع دينى داشت « 3 » و دفاع نوميدانهء خليفهء عباسى و سرداران او كه در تمام مدت مأموريت جرماغون نوين ادامه داشت و چند بار شكست سپاهيان مغول در اطراف بغداد و در عراق منجر گرديده بود و درين فتوحات مخصوصا ابو بكر پسر المستعصم و سليمان شاه ايوائى سردار او مؤثر بودند . اين مقاومتها اگر با نقشه و تدبير و وحدت عمل همراه بود مسلما كار مغول را مىساخت و نام پليد آنان را از صفحهء ايران برمىانداخت . آنوقت شايد جبران خرابيها و قتل عامها تا حدّى امكان مىيافت ليكن از بدبختى اينها همه حركت مذبوح و نبردهاى منفرد بىثمر بود و تنها نتيجه‌يى كه داشت برانگيختن خشم مغول و تحريك و تحريض آنان بكشتارهاى فجيع جديد و وارد ساختن خرابيهاى تازه بود . بدين ترتيب در مدتى

--> ( 1 ) - طبقات ناصرى ص 703 . ( 2 ) - جهانگشاى جوينى ج 1 ص 70 . ( 3 ) - ايضا ص 85 .