ذبيح الله صفا
637
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
امام ابو حنيفه نعمان ثابت ( م 150 ه ) بوده است بشهادت اين بيت ازو « 1 » : از حقيقت اصل دارد و ز طريقت رنگ و بوى * ميوهء مذهب كه هست از فرح نعمانى مرا و در عين حال او در زمرهء قديمترين سخنورانيست كه در مرثيهء شهيدان كربلا شعر گفته و خلق را باقامهء مراسم تعزيت « كشتهء كربلا » و « گوهر مرتضى » و « فرزند رسول » ، و زارى و ندبه « درين عزا » دعوت كرده است ، و گريه را درين ماتم موجب « نزول غيث رحمت » و شستوشوى غبار « كدورت از دل » دانسته است « 2 » . از اشعار اوست : ترا كه از پى دنيا ز دل غم دين رفت * ز مال چندان ماند و ز عمر چندين رفت براى دُنيىِ فانى ز دست دادى دين * نكرد دنيا با تو بقا ولى دين رفت چراغ فكر برافروز و در ضمير ببين * كه پس چه ماند از آنكس كه از تو پيشين رفت ز خانه تا دَرِ مسجد نيامد از پى دين * و ليكن از پى دنيا ز روم تا چين رفت نه گَندِ بُخل ازين سروران ممسك شد * نه بوى نفط ازين اشتران گَرگين رفت بدست مردم بىخير مال و ملك بود * عروس بِكر كه اندر فِراشِ عِنّين رفت ايا مقيم سرا ز آن سفر همى انديش * كه از سراى برآيد فغان كه مسكين رفت اگرچه جامه دَرَد وارث و كند ناله * بماند وارث شادان و خواجه غمگين رفت يقينشناس كه منزل به غير دوزخ نيست * بر آن طريق كه آن كوربخت خودبين رفت بدين عمل نتواند رهيد در محشر * كه در مصاف نشايد بتيغ چوبين رفت ميان مسند اقبال و چار بالش بخت * بگشت خواجه ممكّن ، چو يافت تمكين رفت و گر برفت و نرفتى چو ديگران دو سه روز * نه تو بماندى آخر نه او نخستين رفت
--> ( 1 ) - ديوان سيف قصيدهء شمارهء 45 ، ج 1 ص 104 ( 2 ) - ديوان سيف ج 1 قصيدهء شمارهء 79 ص 176 - 177 . با توجه به اين شاهد البته بايد اشتباه نگارنده را دربارهء شيعى بودن سيف كه در صفحهء 138 از چاپ اول قسمت اول همين جلد آمده اصلاح كرد .