ذبيح الله صفا

632

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

هم در قصائد او براى رديف به كار رفته است ؛ امّا التزام كلمات در اشعار او كمتر اتّفاق افتاده . از غزلهاى متعدّد سيف بعضى در جواب سعدى « 1 » و معدودى در جواب همام « 2 » يا شاعران ديگرست و عجب آنست كه با آنكه مسكن او نزديك بقونيه و مدتى از عمر سيف مصادف با دوران حيات مولوى بوده استقبالى از اشعار مولوى را در ديوان او نمىيابيم و اين نفوذ نصيب استادى از استادان معاصر او گرديد كه فرسنگها و ولايتها ميان او و سيف فاصله بود . شيوهء سخن سيف فرغانى بشدّت تحت تأثير سبك سخنوران خراسان در قرن ششم هجريست . بزرگترين علّت اين تمايل به زبان شرقى آنست كه سيف خود از همان ديار و از سرزمين فرغانه و ولايت سمرقند بود كه اثر نفوذ لهجه‌هاى غربى ايران در آن بسيار كم بود و هست و او نه تنها بر اثر بعد مسافت از زادگاه خود و اقامت اضطرارى در ديار بيگانه از تحت تأثير لهجهء محلّى خود بيرون نرفت ، بلكه آثار آشكارى از آن در ديوان خود بر جاى گذارد و اين تأثيرات علاوه بر تركيبات در بعض مفردات و افعال آشكارست . مثلا او بارها افعال مصدر خواستن را با حذف الف كه خاص لهجهء سمرقنديست به كار برده و « خوهم » و « خوهى » و « خوهد » و « نخوهد » در اشعار خود بوفور استعمال كرده است « 3 » به همان نحو كه در اشعار سوزنى سمرقندى ملاحظه مىكنيم . استعمال نكند ( بفتح نون و سكون كاف ) بجاى نكند ( بضمّ كاف ) چنان كه رسم شاعران دوران سامانى است ، و به كار بردن مكرّر نبود ( به سكون باء ) چنان كه شيوهء مشرقيانست ، و استفاده از كلماتى

--> ( 1 ) - براى نمونه رجوع كنيد به ديوان سيف ج 2 صحايف 65 - 69 - 85 - 87 - 121 - 135 - 242 - 253 - 331 و ج 3 ص 8 و غيره ( 2 ) - ايضا ج 2 ص 38 و 132 ( 3 ) - ديوان سيف فرغانى ج 1 صحايف 4 ، 6 ، 82 ، 128 ، 144 ، 160 ، 164 ، 202 ، 216 ، 218 ، 236 ؛ و ج 2 ص 82 ، 206 ؛ و ج 3 ص 15 و موارد متعدد ديگر .