ذبيح الله صفا
606
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
تمتّع بهر گوشهيى يافتم * ز هر خرمنى توشهيى يافتم چو پاكان شيراز خاكى نهاد * نديدم كه رحمت برين خاك باد توّلاى مردان اين پاك بوم * برانگيختم خاطر از شام و روم بدل گفتم از مصر قند آورند * سوى دوستان ارمغانى برند دريغ آمدم ز آن همه بوستان * تهىدست رفتن سوى دوستان . . . اين كتاب بنام ابو بكر بن سعد زنگى است كه در ديباچه به دو تقديم داشته و در آن اين بيت مشهور را كه نشانهء اختصاص شاعر بدوران آن اتابك است گفته : سزد گر بدورش بنازم چنان * كه سيّد بدوران نوشيروان و علاوه بر اين در چند مورد ديگر از همين منظومه نام آن پادشاه تكرار شده است . سعدى در عهد اتابكى محمد بن سعد بن ابو بكر ظاهرا از نو در سعدىنامه نظر كرده و ابياتى در مدح اتابك محمد بر آن افزوده است : اتابك محمد شه نيكبخت * خداوند تاج و خداوند تخت جوان جوانبخت روشن ضمير * بدولت جوان و بتدبير پير شمارهء ابيات اين منظومه در حدود چهار هزار است و تا كنون بارها جداگانه و همراه كليّات سعدى بطبع رسيده . 2 ) مجموعهء دوم از آثار منظوم سعدى قصائد عربى اوست كه اندكى كمتر از هفتصد بيت مشتمل بر معانى غنائى و مدح و نصيحت و يك قصيدهء مفصل در مرثيهء المستعصم باللّه است . 3 ) قصائد فارسى در موعظه و نصيحت و توحيد و مدح پادشاهان و صدور و رجال عهد كه پيش ازين بنام غالب آنان اشاره شده است . 4 ) مراثى كه مشتمل است بر چند قصيده در مرثيهء المستعصم باللّه و ابو بكر بن سعد ابن زنگى و سعد بن ابو بكر و امير فخر الدين ابى بكر كه بعيد نيست همان امير فخر الدين حوائجى وزير باشد ، و عزّ الدين احمد بن يوسف و يك ترجيعبند بسيار مؤثر در مرثيهء