ذبيح الله صفا

592

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

سعدى در شيراز در ميان خاندانى كه « از عالمان دين بودند » « 1 » ولادت يافت . دولتشاه مىنويسد كه « گويند پدر شيخ ملازم اتابك بوده » « 2 » يعنى اتابك سعد بن زنگى ، و البته قبول چنين قولى با اشتغال پدر سعدى به علوم شرعيه منافات ندارد . سعدى هم از دوران كودكى تحت تربيت پدر قرار گرفت و از هدايت و نصيحت او برخوردار گشت « 3 » ولى در كودكى يتيم شد « 4 » و ظاهرا در حجر تربيت نياى مادرى خود كه بنابر بعض اقوال مسعود بن مصلح الفارسى پدر قطب الدين شيرازى بوده « 5 » ، قرار گرفت و مقدمات علوم ادبى و شرعى را در شيراز آموخت و سپس براى اتمام تحصيلات ببغداد رفت . اين سفر كه مقدمهء سفرهاى طولانى ديگر سعدى بود ، گويا در حدود سال 620 - 621 هجرى اتفاق افتاد زيرا وى اشاره‌يى دارد به زمان خروج خود از فارس در هنگامى كه جهان چون

--> از صفحهء پيش و براى بيان نكات اخلاقى ساخته و پرداخته باشد نه از باب ذكر حقايق تاريخى ، و استناد باينگونه سخنان جز آنكه مايهء سرگردانى و گمراهى محققان در تعيين تاريخ حيات سعدى باشد نتيجه‌يى ديگر ندارد . ( 1 ) - همه قبيلهء من عالمان دين بودند * مرا معلم عشق تو شاعرى آموخت ( 2 ) - تذكرة الشعراء ص 223 ( 3 ) - ز عهد پدر ياد دارم همى * كه باران رحمت برو هر دمى كه در خرديم لوح و دفتر خريد * ز بهرم يكى خاتم زر خريد . . . « ياد دارم كه در ايام طفوليت متعبد بودمى و شبخيز و مولع زهد و پرهيز . شبى در خدمت پدر رحمة اللّه عليه نخفته بودم و همه شب ديده بر هم نبسته و مصحف عزيز در كنار گرفته و طايفه‌يى گرد ما خفته . پدر را گفتم ازينان يكى سر برنمىدارد كه دوگانه بگزارد . . . گفت جان پدر تو نيز اگر بخفتى به كه در پوستين خلق افتى ! » ( 4 ) - مرا باشد از درد طفلان خبر * كه در طفلى از سر برفتم پدر ( 5 ) - رجوع شود به روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات طبع 1367 ص 509 و 723