ذبيح الله صفا

589

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

اختلافست . بنابر اقوال متقدّمين « 1 » تخلّص او بسعدى بسبب ظهور اوست در روزگار اتابك سعد بن زنگى بن مودود سلغرى ( 599 - 623 ) و بنابر نظر ابن الفوطى در كتاب تلخيص مجمع الآداب بعلّت انتساب سعديست به سعد بن ابى بكر بن سعد بن زنگى « 2 » ؛ و اين نظر ثانوى مورد قبول غالب محققان معاصرست . اما مطلقا بعيد به نظر نمىآيد كه سعدى نام شاعرى خود را از نام سعد بن زنگى گرفته باشد زيرا در اواخر روزگار آن اتابك جوانى نزديك به بيست سالگى بود كه قاعدة با قريحه و استعداد خارق العاده‌يى كه داشت مىبايست در همان اوان آغاز شاعرى كرده و بنابر رسم زمان بلقب شعرى ( تخلص ) حاجت يافته و آن را از نام پادشاه عصر خويش گرفته باشد ، منتهى چون در حداثت سنّ بود هنوز بدربار راه نداشت تا در شمار مدّاحان اتابك سعد درآيد و مدايح او را در ديوان خود ثبت كند . ردّ اين نظر مستلزم آنست كه سعدى تا نزديك سال 655 كه تاريخ بازگشت او بفارس و درآمدن در ظلّ عنايت اتابك ابو بكر بن سعد و پسرش سعد بن ابو بكر بن سعد بن زنگى است ، يعنى تقريبا تا پنجاه سالگى خود اصلا شعرى نگفته و به تخلّصى حاجت نيافته باشد « 3 » . تاريخ ولادت شيخ در مآخذ ذكر نشده است ولى بقرينهء سخن او در گلستان مىتوان آن را بتقريب در حدود سال 606 هجرى دانست . وى در آغاز گلستان چنين مىگويد : « يك شب تأمّل ايّام گذشته مىكردم و بر عمر تلف كرده تأسف مىخوردم و سنگ سراچهء دل را بالماس آب ديده مىسفتم و اين ابيات مناسب حال خود مىگفتم :

--> ( 1 ) - دولتشاه ، تذكرة الشعراء ص 223 و نويسندگان ديگرى از قبيل ميرخواند در حبيب السير و آذر در آتشكده و هدايت در مجمع الفصحا . ( 2 ) - رجوع شود بمقالهء مرحوم سعيد نفيسى بنام « تاريخ درست درگذشت سعدى » در مجلهء دانشكدهء ادبيات . ( 3 ) - ذكر « بيست سالگى » و « پنجاه سالگى » سعدى در سطور فوق بنابر اشارهء تقريبى است نه تحقيقى .