ذبيح الله صفا

573

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

تأديب بهندوستان نزد بهاء الدّين زكريّا فرستاد و عراقى چهار سال در آن ديار بسر برد و سپس بفرمان بهاء الدين براى ديدار شهاب الدين سهروردى بعراق بازگشت و شيخ شهاب الدين قبل از وصول عراقى ببغداد درگذشته بود « 1 » . چنان كه مىدانيم عراقى 22 سال پيش از مرگ شهاب الدين سهروردى ولادت يافته بود و چون از دوران شباب در حلقهء سالكان طريقت درآمد قبول اين روايت مانع تاريخى ندارد منتهى روايتى است كه جامع ديوان عراقى و نويسندهء مقدمهء آن ، كه زمان او بسيار بعهد زندگانى عراقى نزديك بوده است ، بدان اشاره‌يى نمىكند . فقط يك قرينه مىتواند دالّ بر صحّت نسبى اين روايت باشد و آن اينكه نويسندهء مقدمه ضمن بيان كيفيت ورود عراقى در خدمت بهاء الدين زكريّا مىنويسد كه « شيخ فخر الدين بيست و پنج سال در خدمت مولانا مىبود . چون مولانا را وقت در رسيد شيخ فخر الدين را بخواند و حلّ و عقد به دو داد » « 2 » ، چون وفات بهاء الدين زكريّا در سال 666 اتفاق افتاده پس تاريخ ورود عراقى در خدمت او 641 است و چنان كه مىدانيم عراقى در اين تاريخ 31 ساله بود و حال آنكه بنابر اغلب روايات در 17 سالگى خود يعنى در سال 627 از همدان خارج شده بود . پس قاعدة بايست در فاصلهء ميان سالهاى 627 و 641 در بلاد قريب بهمدان نزد مشايخ ديگرى سرگرم مجاهدت بوده باشد و حقيقت نيز همين بوده است ، و با يافتن اين راه حلّ مىتوان برواياتى كه دربارهء مجاهدات عراقى در خدمت شهاب الدين سهروردى و ركن الدين سجاسى ( از سجاس در مغرب ايران ) و بابا كمال جندى وجود دارد اعتماد كرد امّا نه بدان ترتيب كه جامى گفته و ديگران نيز ازو برداشته‌اند ، زيرا وى نوشته است كه عراقى « بموجب فرمودهء شيخ بهاء الدين زكريّا آنجا بوده است » « 3 » يعنى در خدمت بابا كمال جندى . اما اينكه بعض تذكره‌نويسان عراقى و امير حسينى و اوحدى مراغى را در سلوك

--> ( 1 ) - تذكرة الشعراء ص 238 - 239 ( 2 ) - مقدمهء ديوان ص 7 ( 3 ) - نفحات الانس ، چاپ تهران ص 465