ذبيح الله صفا

40

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

با ياساى خاص چنگيزى و بعد از آن با ياساى غازانى بر ايران حكومت كردند و سرداران سپاه و اميران و متنفّذان عهد آنان نزديك به تمام از قبايل مغول و تاتار غير مسلمان بودند كه اخيرا برخى از آنان قبول اسلام كرده بودند ليكن آداب و عادات مغولى را خيلى دير رها نمودند . رسوم ايرانى را كم‌وبيش و تا آنجا كه مقدور بوده است بعضى از وزيران بزرگ مغول و رجال ايرانى دستگاه آنان حفظ كرده و نگاهبانى مىنموده‌اند و وجود غالب اين گروه خاصه وزيران و رجال و متعلّقان دو خاندان بزرگ و نام‌آور اين دوره يعنى خاندان صاحب ديوان جوينى و خاندان رشيد الدين فضل اللّه همدانى در ادامهء فرهنگ و سنن ايرانى و بزرگداشت اديبان و عالمان و تشويق شاعران و مؤلّفان بسيار مؤثّر بوده است . نخستين خانوادهء مشهور وزارت كه در قسمت بزرگى از دورهء ايلخانان در حلّ و عقد امور كشور مؤثّر بوده است ، خاندان بهاء الدّين محمّد صاحبديوان جوينى است « 1 » . نسب اين خاندان بفضل بن ربيع مىرسيد كه حاجب منصور دوانيقى و مهدى و هادى و رشيد بوده و مدّتى هم وزارت رشيد و پسرش امين را مىكرده است . اعقاب فضل بن ربيع در جوين سكونت گزيدند و در آنجا مقام و اعتبارى يافتند ؛ دائى بهاء الدين محمّد ، يعنى منتجب الدّين بديع كاتب جوينى صاحب عتبة الكتبه دبيرى سلطان سنجر را بر عهده داشت و پدر بهاء الدين يعنى شمس الدين محمّد بن محمّد صاحبديوان استيفاى سلطان محمّد خوارزمشاه و پسرش جلال الدين مينكبرنى بود . بهاء الدّين محمّد صاحبديوان بعد از زوال دولت خوارزمشاهى در خدمت حاكمان مغولى كه مأمور ايران ميشدند درآمد . نخستين بار در حدود سال 631 در عهد حكومت جنتمور صاحب ديوانى خراسان و مازندران را يافت و چندى بعد جنتمور او را همراه « گرگوز » برسالت نزد اگتاىقاآن فرستاد . خان مغول بهاء الدين محمّد را مورد اكرام و انعام قرار داد و صاحب ديوانى ممالك به دو ارزانى داشت . ازين پس بهاء الدين همواره

--> ( 1 ) - دربارهء اين خاندان رجوع شود به مقدمهء مرحوم مغفور ميرزا محمد خان قزوينى بر مجلد اول از تاريخ جهانگشاى جوينى .