ذبيح الله صفا

509

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و امّا ارداويرافنامه منظومه‌ييست در سرگذشت ارداى ويراف كه زرتشت بهرام پژدو ظاهرا آن را از روى ترجمهء فارسى كتاب ارداىويرافنامه ترتيب داد . بنا بروايات زرتشتيان اين ارداى ويراف از مقدّسين مزديسنان و معاصر اردشير پاپكان بود كه از ميان هفت موبد كه خود از ميان چهل هزار دستور برگزيده شده بودند ، انتخاب گرديد تا بنيايش و خواهش آن موبدان ايزدان او را در عوالم معنوى سير دهند و كار مينو ( عالم معنى ) و بهشت و دوزخ را بر او روشن كنند و سره را از ناسره بازشناسانند و پاداشهاى اعمال نيك و بد را بوى بنمايند . روح ارداى ويراف درحالىكه كالبدش در زمين بود هفت شبانروز درين معراج بسر برد و چون بكالبد بازگشت و او بيدار شد دبيرى دانا بطلبيد تا هرچه ديده بود بنويسد . « ارداى ويرافنامگ » كه محصول اعتقاد روحانيان زرتشتى بچنين معراج يا چنين سيرى در عوالم معنى بود ظاهرا در قرن نهم ميلادى نگاشته شد و نخستين ترجمهء آن بزبانهاى اروپايى در سال 1816 بوسيلهء پوپ صورت گرفت « 1 » و در سال 1887 نيز بارتلمى آن را بفرانسه ترجمه كرد « 2 » و گزارش فارسى آن را مرحوم رشيد ياسمى در سال سوم مجلهء مهر ( 1313 شمسى ) طبع نموده است ، در حالى كه پوپ خاورشناس انگليسى در ترجمهء انگليسى خود ازين كتاب علاوه بر ارداويرافنامهء زرتشت بهرام از دو ترجمهء فارسى ديگر نيز كه سابقا شده بود استفاده كرد « 3 » .

--> ( 1 ) - The Arda - Viraf Nameh , or the Revelation of Arda Viraf , London , 1816 . ( 2 ) - M . A . Barthelemy : Arta - Viraf Namak ou Livre d'Arda Viraf , Paris 1887 . ( 3 ) - تحقيقات مرحوم دكتر محمد معين دربارهء ارداويرافنامه در مجلهء مهر سال هفتم و در كتاب مزديسنا و تأثير آن در ادبيات فارسى و در مجموعهء « يادنامهء پورداود » دربارهء اصل پهلوى و ترجمهء فارسى آن و منظومهء زرتشت بهرام پژدو ؛ و همچنين تحقيقات آقاى دكتر رحيم عفيفى در مقدمهء ارداويرافنامهء منظوم ( مشهد 1343 ) در اينجا قابل ذكرست ، و نيز رجوع شود به همين كتاب مجلد اول چاپ سوم ص 137 .