ذبيح الله صفا

469

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

جانى كه از مشاهدهء اين شاهد غيبى محظوظ باشد و ملحوظ نظر عنايت رجال اللّه گردد تا در جريدهء نعم العبد انّه اوّاب منخرط شود . » از عهد مولوى بعد از ساخته شدن مثنوى خواندن آن به آهنگى خاص معمول شد و ازين راه كسانى با عنوان « مثنوى خوان » پديد آمدند . بعد از فوت مولوى كسانى بودند كه بر تربت مولوى مثنوى مىخواندند مانند سراج الدين مثنوى خوان و شمس الدين احمد مثنوى خوان معروف به افلاكى مؤلف مناقب العارفين و ديگران . 2 ) دوّمين اثر بزرگ مولوى « ديوان كبير » مشهور بديوان غزليّات شمس تبريزيست زيرا مولوى بجاى نام يا تخلص خود در پايان غالب غزلهاى خود نام مرادش شمس الدين تبريزى را آورده و ندرة كلمهء « خمش » يا « خاموش » يا « خموش » را بىآنكه ظاهر آن شباهتى بتخلّص داشته باشد ذكر كرده است . نخستين چاپ اين ديوان كه در هندوستان انتشار يافته بود شامل 50000 بيت است ولى همهء اين ابيات حقّا از مولوى نيست بلكه بعضى از آنها از شاعرانى ديگر و خاصّه دويست غزل از شاعرى بنام شمس مشرقى است . چاپ منقّح و مستند اين ديوان بمقابله و تصحيح فاضلانهء مرحوم مغفور بديع الزّمان فروزانفر استاد فقيد اين بندهء حقير از سال 1337 تا 1345 شمسى با استناد بر موثق‌ترين نسخ ديوان كبير انجام گرفته و شمارهء ابيات تمام غزلهاى بلند و متعارف بپارسى و عربى و ملمعات غير از رباعيّات به 36360 رسيده است . بمولوى غزلها و اشعارى در عهد صفويه نسبت داده‌اند كه دلالت بر تشيّع او مىكند و حال آنكه او سنّى و فقيه حنفى بود و پيداست كه اين اشعار كه نمونه‌هايى از آنها را قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين آورده از مجعولات شيعه و مخصوصا از مخترعات عهد صفويست . غزلهاى مولوى مملوّ است از حقايق عاليهء عرفانى و درياهاى جوشانيست از عواطف حادّ و انديشه‌هاى بلند شاعر كه با نشيب و فرازها همراه باشد . كلامش در همهء آنها مقرون بشور و التهاب شديديست كه بر گويندهء تواناى آنها در احوال مختلف دست مىداد و در همهء آنها مولوى با معشوقى ناديدنى و نايافتنى كار دارد كه او را يافته و شهود