ذبيح الله صفا

454

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

علوم شرعيه در قونيه و وعظ و تذكير اشتغال داشت و تا بدانحد مورد استقبال خلق قرار گرفت كه بقول سلطان ولد عدد مريدانش از ده هزار بيشى يافت « 1 » . بعد ازين دورانست كه ملاقات معروف ميان مولوى و صوفيى وارسته و صافى بنام شمس الدين محمّد بن على بن ملك داد تبريزى « 2 » اتّفاق افتاد . شمس الدين ، كه ازو كتابى بنام « مقالات » در دستست ، از مشايخ آن روزگار و از تربيت‌يافتگان شيخ ركن الدين سجاسى « 3 » و بابا كمال جندى و ابو بكر سلّه‌باف « 4 » تبريزى بود . جامى در نفحات آورده است كه شمس الدين در سال 642 ضمن سفرهاى طولانى خود بقونيه رسيد و مولوى را ملاقات كرد . پس اين ملاقات چند سالى پس از فوت برهان الدين محقّق اتّفاق افتاده است . دربارهء اين ملاقات و كيفيّت آن شرحى مستوفى در كتب تراجم آمده است كه گاه افسانه‌آميز به نظر مىرسد « 5 » و تنها اين نكته مسلّم است كه ديدار شمس مولوى را بيكبار دگرگونه كرد چنان كه از آن پس پشت پا بمقامات دنيوى زد و دست ارادت از دامان ارشاد شمس برنداشت و در ملازمت و صحبت او مىبود تا آنكه شمس در سال 645 هجرى

--> ( 1 ) - سلطان ولد در منظومهء ولدنامه گويد : ده هزارش مريد بيش شدند * گرچه اول ز صدق دور بدند مفتيان بزرگ اهل هنر * ديده او را بجاى پيغمبر ( 2 ) - دربارهء شمس الدين محمد تبريزى رجوع شود به نفحات الانس چاپ تهران ص 464 - 468 ؛ و طرائق الحقائق ج 2 ص 140 - 141 ؛ و مخصوصا به « ولدنامه » چاپ تهران 1316 شمسى ، ص 41 ببعد ؛ و مناقب العارفين افلاكى ج 2 ص 614 - 703 ؛ و همچنين به كتاب شرح احوال مولانا جلال الدين محمد از مرحوم فروزانفر چاپ اول صفحهء 53 ببعد ، و مآخذ ديگر . ( 3 ) - منسوب به « سجاس » از توابع زنجان ( 4 ) - يا « زنبيل‌باف » به همين معنى ( 5 ) - دربارهء اين روايات مختلف رجوع شود به شرح احوال « مولانا جلال الدين محمد » از ص 60 ببعد و مخصوصا از مطالعهء ولدنامه و مناقب العارفين درين مورد غفلت نشود .