ذبيح الله صفا

31

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

دست سربداران بيرون آورد و لقمان پسر طغاتيمور را بجاى پدر بسلطنت برگزيد و باز معزولش كرد و همچنان بر گرگان حكومت مىراند تا در سال 786 از دست تيمور گوركان گريخت و از جانب آن فاتح لقمان بحكومت جرجان منصوب گرديد . آخرين فرد اين خاندان يعنى سلطان على بن پيرك بن لقمان بسال 812 در دورهء سلطنت تيموريان از ميان رفت . سربداران دربارهء مقدّمات كار اين سلسله كه مدّتى ، ميان دورهء طغاتيمور خان و حملهء تيمور گوركان خراسان را در اختيار داشتند ، در تواريخ بتفصيل سخن گفته شده است . ماحصل كلام آنكه اين طايفه از ميان درويشان شيعه‌مذهب سبزوار ، كه بر سيرت فتيان و جوانمردان ميزيستند ، براى مبارزه با ظلم و عدوان عمّال طغاتيمور برخاستند و مدّتى بطريق مريدى مرادى حكومتى پديد آوردند كه نسب در آن معتبر نبود . نخستين كس ازين طايفه كه بجمع عدّه‌يى بدور خود قيام كرد امين الدوله عبد الرزاق پسر خواجه فضل اللّه نامى از مردم بيهق خراسان بود كه نسبش از جانب پدر بحسين بن على عليه السّلام و از طرف مادر به يحيى بن خالد برمكى مىكشيد . وى كه در حيات ابو سعيد بهادر خان از درباريان و عاملان حكومت او محسوب ميشد و مدّتى هم به عمل ولايت كرمان رفته بود ، بعد از مرگ آن ايلخانى گروهى از بيهقيان را گرد خود جمع كرد و براى مبارزه با عمّال ستمكار خواجه علاء الدين محمّد وزير خراسان مجهّز ساخت و گفت « فتنهء عظيم درين ديار بوقوع پيوست ، اگر ما مساهله كنيم كشته شويم ، و به مردى سر خود بر دار ديدن هزار بار بهتر كه بنامردى بقتل رسيدن و به جهت اين سخن . . . آن طايفه ملقّب بسربدار شدند » « 1 » . بعد ازين قيام خواجه جلال الدين از كسان علاء الدين محمّد وزير خراسان در جنگ با طايفهء سربدار كشته شد و آنان در سال 738 سبزوار را فتح كردند و امير عبد الرّزّاق

--> ( 1 ) - حبيب السير ، چاپ تهران 1333 ، ج 3 ص 357 .