ذبيح الله صفا
427
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
قرن هفتم است كه نسب تعليم خواجه نصير الدين طوسى بيك واسطه به دو مىرسيد و تاريخ وفات او را باختلاف 606 و 667 و 707 نوشتهاند و ما هنگام ذكر نويسندگان ببيان احوال او خواهيم پرداخت ؛ و ازين گذشته در همين كتاب هنگام بحث در سير حكمت درين دوره به قدر كافى دربارهء وى و عقايد حكمى او سخن گفتهايم « 1 » . ازين حكيم و نويسندهء بزرگ مقدارى شعر از قطعه و غزل و رباعى در دستست . محمد بن بدر جاجَرْمى شش غزل از او نقل كرده و مجموعهء « مصنفات افضل الدين محمد مَرَقى كاشانى » كه در دو مجلد بسالهاى 1331 و 1337 بتصحيح و اهتمام آقايان مجتبى مينوى و يحيى مهدوى چاپ شده ، محتوى 110 بيت از قطعه و قصيدهء كوتاه و غزل و 194 رباعى از افضل الدين است ؛ و مرحوم سعيد نفيسى به شرحى كه در مقدمهء « رباعيات بابا افضل كاشانى » نوشته « 2 » مجموعا 482 رباعى ازو فراهم آورده و طبع كرده است كه از آن ميان بعضى را ببزرگان ديگر از قبيل عمر خيام و ابو سعيد ابى الخير و اوحد الدين كرمانى و جلال الدين مولوى و خواجه عبد اللّه انصارى و عطّار و نظاير آنان هم نسبت دادهاند ، و چنان كه خوب مىدانيم سرنوشت رباعىها يا ترانهاى فارسى كه به سهولت بسيار دهان به دهان و دست بدست مىگشت همين است و هريك از آنها همين كه نام گوينده بر راوى شعر معلوم نبود به آسانى بيكى از متفكّران و شاعرانى كه رباعيّات او شهرت داشت نسبت داده مىشد . قدر مسلّم آنست كه ازين عدهء كثير رباعى قسمتى از بابا افضل است و بهر تقدير از روزگار قديم مجموعههاى مستقلّى از رباعيات او ترتيب يافته و موجود است . موضوع اين رباعيها و غالب ابياتى كه از افضل الدين مانده معمولا بيان انديشههاى حِكْمى و تفكّراتى است كه بر گوينده دست مىداد ، و همچنين است تنبيه خواننده بر ناپايدارى جهان و بيان مواعظ و حِكَم و ذكر حقايق عرفانى ؛ و كلام افضل در همهء اين اشعار بر همان شيوهء سادهييست كه در نثر داشت و لحن غالب آنها بسيار بلحن سخنورى شاعران قديم شباهت دارد و چنان مىنمايد
--> ( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب و همين مجلد ص 250 - 252 ( 2 ) - رباعيات بابا افضل كاشانى ، تهران 1311 ، ص 85