ذبيح الله صفا

369

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

هند و سند افتاد » ولى اين سخن درست نيست زيرا مىدانيم كه ملك فخر الدين كرت در سال 706 درگذشت و سيد سراج الدين سگزى درين اوان ، اگر حيات داشت ، پيرى سالخورده و بسيار فرتوت بود . درست است كه ، در تاريخ‌نامهء هرات مرثيه‌يى از سراجى نام شاعر در ذكر وفات ملك فخر الدين مىيابيم « 1 » ولى آن ابيات ، كه معلوم نيست مستقيما در مرثيهء ملك فخر الدين سروده شده باشد ، ممكن است از سراجى ديگرى و مثلا از سراجى بلخى باشد نه ازين سيّد سراج الدين سراجى سگزى . تصوّر مىرود مدح فخر الدين وزير مسبوق الذّكر در ديوان سراجى باعث اشتباه تذكره‌نويسان شده و آنان را بتصوّر افگنده بود كه نخستين ممدوح سيّد سراجى فخر الدين كرت بوده است . اما اينكه تقى الدين گفته است كه سراجى « از هرات بجانب هند و سند افتاد » مىتواند درست باشد مشروط بر آنكه تمام ناحيهء بين مكران و بلوچستان تا حدود ولايت سند را هم جزو اين حدود بياوريم زيرا همهء قرائن موجود ما را بر آن مىدارد كه تصور كنيم سيّد سراجى پيشتر از مدح وزراء ناحيهء « هند و سند » بستايش امير مكران پرداخته و يا در همان حال كه در خدمت ابو الخطّاب خسرو امير مكران بسر مىبرده وزراء و رجال ناحيهء « سند » را نيز ستوده باشد ، و اين امر قاعدة مربوط بود بدورهء حكومت ناصر الدين قباجه ( م 625 ) و وزراى او يعنى عين الملك فخر الدين ابو محمد شرف الملك و عين - الملك فخر الدين حسين بن ابى بكر الاشعرى ؛ و ظاهرا ستايش نظام الدين محمد جنيدى و پسرش نظام الملك قوام الدين جنيدى وزراى شمس الدين التتمش در مرحلهء بعد قرار مىگيرد زيرا چنان كه مىدانيم سرزمين سند بعد از شكست و مرگ ناصر الدين قباجه در سال 625 هجرى جزو متصرفات التتمش پادشاه دهلى درآمد . سفر سيّد سراجى سگزى به ناحيهء « هند و سند » دنباله و نتيجهء همين مدايح و ارتباط ادبى شاعرست با وزراى مذكور و چنان كه از ابيات منقول در ذيل صحيفهء 365 برمىآيد سراجى چندگاهى در دهلى مقيم بوده و در آن شهر تعلّقى بهم رسانيده بود .

--> ( 1 ) - تاريخ‌نامهء هرات چاپ كلكته 1943 ميلادى ص 512 - 513