ذبيح الله صفا
20
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و اخلاف او پيش ازين در جلد دوم اين كتاب ( ص 39 ) اشارتى باختصار آوردهايم . بعد از اتابك سام كه از سال 536 يعنى بعد از جنگ قطوان بفرمان سنجر اين سمت را يافته بود ، جانشينانش علاء الدوله و قطب الدين محمود و علاء الدين و يوسف شاه و حاجى شاه تا سال 718 حكومت مىكردند و درين سال سلسلهء آنان بدست امير مبارز - الدين محمّد ابن مظفّر منقرض گرديد . اتابكان يزد با اتابكان سلغرى فارس و قراختائيان كرمان خويشاوندى داشتند . بعد از شكست كار سنجر و غلبهء خوارزمشاهان بر عراق مدّتى بمتابعت از سلطان محمّد خوارزمشاه و سلطان جلال الدين منكبرنى گردن نهادند و سپس اطاعت مغولان و ايلخانان را پذيرفتند ليكن در عهد يوسف شاه بن علاء الدين ( 662 - 690 ) بر اثر نافرمانى او از ايلخانان شهر كهن و آبادان يزد كه مخصوصا اتابكان را در آن آثار خير كثير بود بمحاصرهء لشكريان ايلخانى درآمد و ويرانى در آن راه جست و بسيارى از مردمش باسيرى رفتند . اتابكان لرستان دربارهء اين دسته از اتابكان نيز قبلا سخن گفتهايم ( جلد دوم اين كتاب ، ص 29 ) . اينان را امراى هزارسپى هم گفتهاند و ما نام آنان را باشتباه در شمار سلسلههاى تركنژاد آورديم و حال آنكه اين سلسله از ميان اقوام لر بزرگ پديد آمدند . سرسلسلهء اتابكان لرستان يعنى ابو طاهر بن محمد بسال 550 درگذشت و بعد ازو اتابك هزار سپ قائم مقام پدر شد و بتوسعهء متصرّفات خود پرداخت چنان كه تا نزديكى اصفهان پيش آمد و آبادانيهاى بسيار ايجاد كرد . پسرش تكله نيز در جنگهايى كه با اتابكان فارس داشت موفّق بود و در ولايت لر كوچك و خوزستان نيز پيشرفتهايى داشت . وى در سال 655 كه هلاگو در راه بغداد بود به خدمت ايلخان رسيد و قبول ايلى نمود ليكن آخر كار ميان او و هلاگو نقار افتاد و او در تبريز بقتل رسيد و اتابك شمس الدين بجاى وى نشست ( 657 هجرى ) و بترميم خرابيهايى كه بر اثر لشكركشى مغول به آن سامان پديد آمده بود سرگرم شد . ازين پس اتابكان لر متعاقبا بحكومت خود ادامه دادند تا در عهد پادشاهى غياث الدين كه بسال 827 امارت يافته