ذبيح الله صفا
337
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بعضى از آنان مانند حسن كاشى تنها بمدح و منقبت پيغمبر و خاندانش زبان مىگشايند و پيداست كه در قرن نهم و دهم بتدريج بر شمارهء اين گونه اشعار افزوده مىشود و چنان كه خواهيم ديد نظم منظومههاى طولانى هم بوسيلهء شاعران شيعى مذهب آغاز مىگردد . در قرن هفتم شاهد نهضتى از شاعران زرتشتى نيز هستيم كه بنظم مثنويهايى دربارهء مسائل دينى خود توجّه كردهاند و عجب آنست كه در قرون مقدّم ازينگونه آثار بدست نمىآوريم مگر آنچه تا اواخر قرن نهم ميلادى بخطّ و زبان پهلوى نوشته شده بود ، و يا آنچه در قرن چهارم هجرى از دقيقى دربارهء ظهور زردشت و پذيرفته شدن دين او و جنگهايى كه بر سر آيين بهى ميان ايرانيان و تورانيان رخ داده بود در دست داريم « 1 » . شايد يكى از علل مهم اين امر يعنى فقدان آثار دينى زرتشتيان از قرن پنجم تا قرن هفتم هجرى مواجه بودن « بهدينان » با تعصّب شديدى باشد كه گريبانگير مسلمانان در آن دو قرن بود چنان كه همين وضع هم از پايان قرن هفتم ببعد بر اثر تجديد قدرت اسلام در ايران از سر گرفته شد . در قرن هفتم چند منظومه از زرتشتيان در دست داريم كه قديمترين آنها « زراتشتنامه » است . دربارهء اين منظومه كه از جملهء قديمترين منظومهاى حماسى دينى به زبان فارسى است پيش ازين سخن گفته و يادآور شدهايم كه چنان كه از قديم باز مىگويند انتساب آن بزرتشت بهرام پژدوى كرمانى شاعر نيمهء دوم قرن هفتم هجرى درست نيست . منشاء اين اشتباه ابيات الحاقى زرتشت بهرام پژدو است كه وى بر نسخهيى كه در سال 676 هجرى براى خود استنساخ كرده بود ، افزود و ما درين باب در شرح حال « كيكاوس رازى » سخن خواهيم گفت . از پدر زرتشت بهرام پژدو يعنى بهرام پژدوى بيژن آبادى كرمانى منظومهيى باقى مانده است ببحر هزج مسدّس مقصور يا محذوف كه هم آن را « بهاريات بهرام پژدو » نوشتهاند و آن چنان كه در شرح حال زرتشت بهرام خواهيم ديد بسال 626 يزدگردى ( - 654 هجرى ) اتمام پذيرفت . علّت تسميهء اين منظومه به « بهاريات » آنست كه در آن بعد از وصف بهار به لذّات زندگانى همراه با
--> ( 1 ) - مقصود هزار بيتى است كه فردوسى از نظم دقيقى در شاهنامهء خود آورد .