ذبيح الله صفا
304
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
1 ) در اوان حملهء مغول يعنى در آغاز قرن هفتم هجرى تمدّن ايران اسلامى در مشرق و مركز ايران بمراحل عمدهيى از ترقّى رسيده و شمارهء دانشمندان و اهل علم و اطّلاع و عرفان و ادب بسيار زياد بوده است و طبعا عدّهء كثيرى از آن قوم در گيرودار هجومهاى بىامان مغول از ميان رفتند ولى عدّهء كمى از آنان يا به ممالك مجاور گريخته در پناه امراى آن نواحى به كار خود ادامه دادند و يا در خود ايران احيانا از زير ضربات حملهء مغول جان بدر برده بگوشه و كنار مملكت پناه جستند . تمام نويسندگان و شاعران و عالمان درجهء اول قرن هفتم ازين دستهاند . 2 ) زير دست اين بزرگان ادب و علم و عرفان عدهيى تربيت شدند كه در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم زندگى مىكردند و آثار معتبرى از آنان در دست داريم ليكن با مطالعهء دقيق در شمارهء اين بزرگان و نقصان تدريجى آنان در قرن هفتم و هشتم و مقايسهء مختصرى با قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجرى كه شمارهء نويسندگان و شاعران روزافزون بود ، به خوبى مىتوان آثار انحطاط علوم و ادبيات را درين دوره مشاهده كرد . 3 ) هر انقلاب و تغيير بزرگ اجتماعى ، هرچه نيرومند و دفعى باشد ، آثار خود را بىدرنگ در تاريخ نشان نمىدهد ، بلكه آثار واقعى آن تغيير و انقلاب مدتها بعد از واقعه مشهود مىافتد . هجوم مغول و آثارى كه بر آن مترتّب شد نتايج خود را دفعة نشان نداد بلكه نتايج و اثرهاى واقعى اين حادثهء بزرگ تاريخى را بايد از قرن هشتم ببعد كه عهد انحطاط علوم و ادبيات در ايرانست ، جستوجو كرد . 4 ) همچنانكه هنگام مطالعه در وضع سياسى و اجتماعى اين عهد ديدهايم ، در اوان حملهء مغول پناهگاههايى در ايران و خارج از ايران براى بقيّة السّيف علما و ادبا وجود داشت و آنان كه از تيغ بىدريغ مغول امان يافته و جانى بدر برده بودند ، غالبا به اين پناهگاهها گريخته و در آنها بقيّهء ايّام حيات را سپرى كردند . دربارهء اين مراكز در صحايف مقدّم ازين كتاب تحت عنوان « پناهگاههاى فرهنگ ايران » سخن گفتهام . درين پناهگاهها و همچنين در دستگاههاى امارت ايرانى كه در دوران حكومت ايلخانان يا بعد از ضعف آن سلسله