ذبيح الله صفا

274

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

چغمينى ( محمود بن محمّد بن عمر متوفى بسال 745 ) رياضىدان و طبيب معروف قرن هشتم ضمن تأليفات رياضى خود كتابى بنام « الملخّص فى الهيئة » دارد كه كتابى مختصر در يك مقدمه دربارهء اقسام اجسام و دو مقاله ، اول دربارهء اجرام علوى و دوم دربارهء بسائط سفلى است . اين كتاب همواره از كتب مشهور در هيئت بود و شرحهايى بر آن نوشته شده است كه از آن جمله است شرح كمال الدين تركمانى ( محمّد بن احمد الحنفى ) كه آن را در سال 755 بپايان برد ؛ و شرح مير سيّد شريف جرجانى ( م 816 ) كه علاوه بر آن شرحى با پانزده مقاله از تحرير اصول اقليدس نيز ترتيب داده است . پزشكى و داروشناسى در پزشكى و داروشناسى تأليفات علماى اين دوره متعدد و قابل توجّهست . بر رويهم مبانى اطلاعات پزشكان و مؤلّفان اين دوره همانست كه در قرنهاى پيشين ديده‌ايم و همچنين است توجّه آنان بتأليف كتابهايى به فارسى درين زمينه . مطلب مهم آنست كه نوشتن شروح بر كتابهاى معتبر پزشكى درين عهد بنا بر روش عمومى كه قبلا بدان اشاره كرده‌ايم ، زياد مورد توجّه بود و چند كتاب معتبر ازين راه مخصوصا در شرح قانون ابن سينا يا تلخيص آن پديد آمده است و از ميان آنها نخست « شرح قانون قرشى » را نام مىبريم . ابن نفيس قرشى ( علاء الدين ابو الحسن على بن ابى الحزم قرشى متوفى بسال 687 ) اصلا از اهل قرش ماوراء النّهر بود ليكن در مصر بسر مىبرد و بزرگترين پزشك آن ديار بود . وى در طب شاگرد مهذّب الدّين الدّخوار ( عبد الرحيم بن على بن حامد پزشك معروف قرن هفتم 565 - 628 ، صاحب مختصر الحاوى ، شرح تقدمة المعرفة ، الجنينة و جز آن ) و علاوه بر پزشكى در حديث و ادب و منطق و جدل و اصول فقه نيز استاد و صاحب تأليف بود . قرشى در پزشكى مانند نداشت و بعد از ابن سينا كسى را همال او نمىشمردند و گويند در درمان بر او برترى داشت و حدّت ذهنش بدرجه‌يى بود كه در غالب تحريرات و تأليفات خود بكتابى مراجعه نمىكرد بلكه از محفوظات خود بهره برمىگرفت و چند تن از اطباء معروف مانند ابو الفتح اسكندرى و ابو الفضل بن كوشك و جز آنان شاگرد او بوده‌اند .