ذبيح الله صفا
260
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
يكى از بهترين مراكز علوم عقلى در تمام ايران دورهء اسلامى كرد و خاصّه علم رياضى را درين مركز بزرگ بپيشرفتهاى قابل توجهى نيل داد . تأثير چنين مركزى چنان كه پيش ازين هم گفتهام در تمام قرن هفتم و هشتم بىترديد فراوان و عميق بوده است و به نظر من يكى از اسباب نهضت نامترقّب علمى قرن هفتم و هشتم با وجود همهء علل مخرّبى كه براى پيشرفت علوم وجود داشت همين مركز و كوششهاى اين مرد عجيب و بىمانند ايرانى بوده است و حتى ايجاد رصدخانهء غازان خان در تبريز و رصدخانهء اولجايتو خان در سلطانيه كه گويا فعّاليت آنها بيشتر بتدريس رياضيات و علوم عقلى منحصر بوده است ، تحت تأثير رصد مراغه قرار داشته است ؛ اما رصدخانهء مراغه طورى بنيان - گذارى شده بود كه بعد از فوت خواجه در سال 672 باز هم از كار نيفتاد و بعد ازو پسرش صدر الدين على و بعد پسر ديگرش اصيل الدين حسن و پس ازو پسر ديگر خواجه يعنى فخر الدين احمد در عهد غازان خان رياست اين رصدخانه را بر عهده داشتند و اين فخر الدين احمد را غازان خان بسبب تصرفات ناواردش در اوقاف مردم بقتل آورد « 1 » . بنابرين رصد مراغه در قسمت اعظم از دورهء ايلخانان مغول در دست نصير الدين و فرزندانش بود و معلوم نيست بعد از قتل فخر الدين احمد چه كسانى آن را اداره كردهاند و همين قدر مىدانيم كه در عهد تأليف نزهة القلوب حمد اللّه مستوفى ( سال 740 هجرى ) اين رصد ويران شده بود « 2 » و در آن تاريخ چنان كه مىدانيم چهار سال از فوت سلطان ابو سعيد بهادر خان گذشته و ممالك ايلخانى دچار انقلاب و نابسامانى گشته بوده است « 3 » . حاصل و ثمرهء علمى بزرگ رصدخانهء مراغه تأليف كتاب مشهور « زيج ايلخانى » بپارسى بوده است . خواجه در ابتداى اين زيج نوشته است كه « هلاگو خان ملحدان را
--> ( 1 ) - فوات الوفيات ج 2 ص 312 ( 2 ) - نزهة القلوب ، چاپ تهران 1336 شمسى ، ص 100 ( 3 ) - دربارهء رصد مراغه دوست فاضلم آقاى دكتر آيدين صاييلى استاد دانشگاه آنكارا مقالهء جامعى در يادنامهء خواجه نصير طوسى ( تهران 1336 ) ص 57 - 75 نگاشته است .