ذبيح الله صفا

230

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

خواهم آورد . وى بىترديد يكى از بزرگترين بنيان‌گذاران كلام شيعه و يكى از ستونهاى اين علم در ايران بعد از حملهء مغولست . از مهمترين كتابهايش در اصول دين كتاب موجز و پرمغز « تجريد الكلام » يا « تجريد العقائد » است كه خواجه آن را در شش مقصد تنظيم كرد : اول در امور عامه ، دوم در جواهر و اعراض ، سوم در اثبات صانع و صفات او ، چهارم در نبوت ، پنجم در امامت ، ششم در معاد . شهرت اين كتاب باعث شد كه در ردّ و قبول و شرح و توضيح آن كتب متعدد نوشته شود . از شارحان معروف آن شمس الدين محمد اسفراينى بيهقى ( قرن هفتم هجرى ، معاصر خواجهء طوسى ) و علامهء حلى ( م 726 ) و شمس الدين اصفهانى ( محمود بن عبد الرحمن بن احمد اصفهانى متوفى بسال 746 ) و علاء الدين قوشجى ( م 879 ) هستند كه شرح او را « شرح جديد » گويند و شرح شمس الدين موسوم به تسديد القواعد « 1 » معروف به « شرح قديم » است . شارح گفته است كه متن تجريد در غايت ايجاز و مانند لغزهايى ديرياب بوده و او قواعد آن را تقرير كرده و مقاصد آن را روشن نموده و باعتراضاتى كه بر آن خاصه در مبحث امامت شده اشاره كرده است . برين شرح حاشيهء مفصلى بوسيلهء مير سيد شريف جرجانى ( على بن محمد متوفى بسال 816 ) نوشته شده و معروفست به حاشيهء تجريد . اين حاشيه بر اثر اهميتى كه يافت به زودى در شمار كتب درسى درآمد و بر آن و نيز بر شرح شمس اصفهانى شروح و حواشى متعدد جديد نوشتند ، مانند حاشيهء محيى الدين محمد بن حسن السامسونى ( م 919 ) و حاشيهء شجاع الدين الياس رومى ( م 929 ) و حاشيهء ابن الخطيب ( محمد ابن ابراهيم خطيب‌زاده متوفى بسال 901 ) و حاشيهء احمد بن موسى خيالى ( م 870 ) . خواجهء طوسى كتاب موجز ديگرى به عربى دارد بنام اعتقادات كه فى الواقع آن را براى عامهء مردم نوشت ؛ و باز كتاب ديگرى به فارسى بنام اثبات واجب به دو منسوبست كه در آن بروش متكلمان و حكما باثبات وجود واجب پرداخته است ؛ و كتاب ديگرى بپارسى ازو در دست است كه به « الفصول النصيريه » شهرت دارد و

--> ( 1 ) - حاج خليفه ( كشف الظنون ستون 346 ) نام آن را تشييد القواعد گفته است .